تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٨ - هر اندازه كه نيروى آگاهى و بينايى آدم فعاليت مى كند و هشيارى و بينايى را نصيب او مى كند به خير و صلاح اوست
((٨٤٢)) مشترى شو تا بجنبد دست من لعل زايد معدن آب است من
((٨٤٣)) مشترى گر چه كه سست وبارد است دعوت دين كن كه دعوت وارد است
((٨٤٤)) باز پرّان كن حمام روح گير در ره دعوت طريق نوح گير
((٨٤٥)) خدمتى مى كن براى كردگار با قبول وردّ خلقانت چه كار
((٨١٠)) اى به صورت ذره ، كيوان را ببين مور لنگى رو سليمان را ببين
((٨١١)) تو نهاى اين جسم ، بل آن ديده اى وا رهى از جسم گر جان ديده اى
((٨١٢)) آدمى ديدست وباقى لحم وپوست هر چه چشمش ديده است آن خير اوست
هر اندازه كه نيروى آگاهى وبينايى آدم فعاليت مى كند وهشيارى وبينايى را نصيب او مى كند به خير وصلاح اوست از آن موضوعات بسيار مهمى كه اغلب انسانها به اهميت آن پى نمى برند ، موضوع آگاهى وهشيارى است .
حتى متفكران وفلاسفه هم كه در باره اين موضوع وخواص آن بحث مى كنند غالبا از نكتهاى كه جلال الدين در مصرع دوم از بيت سوم ابيات مورد تحليل متذكر شده است ، غفلت مى ورزند وآن اين است كه هر چه قوهء درك وفهم وبينايى آدمى چه بزرگ وچه كوچك وخواه سطحى وخواه عميق به كار بيافتند به صلاح او است .
چون هنوز ما در بارهء انسان مانند ساير موضوعات مادى كه حياتمان وابسته به آن است ، مانند آب واشعهء آفتاب به انديشه ومحاسبه ى نهايى نپرداختهايم . صدها مسئله از قبيل نكتهء مزبور از قلم افتاده ويا اين كه مورد اهميت قرار نگرفته است . رسم اين است كه تا كنون اولًا آگاهى وهشيارى را از نظر هويت مطرح مى كنيم ، اختلاف آراء را در تعريف آن پديده نقل وبررسى نموده ، يكى از آنها را انتخاب