تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٥ - دليل سوم - تفسير شخصيت انسانى به طور عموم در اسلام
ناگوارىها وتعاون در زندگى پيدا كنند . ومانند حرمت قمار ومى گسارى وربا وقتل نفس محرمه وزنا ولواط وآزار ديگران ودروغ ولهو ولعب وغير ذلك . عدهء ديگر از احكام به پيروى از دگرگونى موضوعات وانگيزه ها جنبهء پيروى دارد . مانند احكام ثانويه كه مقامات صالحه ومسئول اجراى قوانين وفقه اسلامى به پيروى از رويدادهاى اقتصادى واجتماعى وسياسى وضع مى كند .
تبصره - همه اين احكام چه پيشرو وچه پيرو مطابق قواعد مسلمهاى كه ورود ضرر را بر انسان ممنوع ساخته است ، مقيد ومشروط به عدم ضرر مى باشد مانند :
« ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي اَلدِّينِ مِنْ حَرَجٍ ٢٢ : ٧٨ » [١] ( خداوند حرج ومشقتى در دين براى شما جعل نكرده است ) .
وقاعدهء لا ضرر ولا ضرار « اين قواعد است كه به اضافه سادگى وانعطاف خود احكام پيرو ، ابديت فقه وحقوق اسلامى را تضمين مى كند .
دليل سوم - تفسير شخصيت انسانى به طور عموم در اسلام الف - شخصيت طبيعى - مقصود نوع انسانى است در هر درجه از وضع انسانى كه بوده باشد . وبه عبارت ديگر شخصيت انسان تنها بدان جهت كه انسان است . تمام حقوق انسانى براى اين شخصيت محفوظ است .
احتياجات او بر آورده مى شود ودر تمدن جاى خود را مى گيرد واز تعليم وتربيتهاى مناسب بهره مند مى گردد تا بتواند در مسير تكامل قرار بگيرد .
ب - شخصيت انسانى كه توانسته است اصل يا اصولى را احراز نمايد ومطابق آن عمل كند ، اين گروه در مقابل انسانهايى كه فقط در حيوانيت غوطه وراند داراى ارزش طبيعى مى باشند ، ولى ارزش شخصيت آنان در اسلام موقعى تثبيت مى شود كه اصل يا اصول مورد اعتقادشان مخالف منطق وفطرت سليم نباشد ، در اين صورت حقوق شخصيت طبيعى آنان محفوظ ، ولى از جهت آن كه اصل يا اصول ضد منطق وفطرت در شخصيت آنان نفوذ كرده است ، لزوما مورد تعليم وتربيت قرار مى گيرند
[١] سوره الحج ، آيهء ٧٨ . .