تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٠ - معجزاتى كه پيامبران مى آورند ، تنها براى سركوبى انكار كنندگان است ، نه براى چشانيدن طعم ايمان
((١١٧٦)) موجب ايمان نباشد معجزات بوى جنسيّت كند جذب صفات
((١١٧٧)) معجزات از بهر قهر دشمن است بوى جنسيّت پى دل بردن است
((١١٧٨)) قهر گردد دشمن امّا دوست نى دوست كى گردد به بسته گردنى
معجزاتى كه پيامبران مى آورند ، تنها براى سركوبى انكار كنندگان است ، نه براى چشانيدن طعم ايمان .
اين هم يك مسئلهء فوق العاده مهم است كه جلال الدين هشيارانه مطرح مى كند ومى گويد : معجزه هايى كه به وسيلهء پيامبران صورت گرفته است ، عامل مستقيم وعلت صد در صد ايمان وچشيدن طعم روحانى آن نبوده است ، بلكه براى برداشتن لجاجت وخصومت انكار كنندگان از پيش پاى تبليغ رسالت بوده است . اين مطلب كاملًا متين وعميق است ، زيرا اثر معجزات همين قدر بوده است كه مردم آن زمان بدانند كه ادعا كنندهء نبوت ورسالت از اصول خود خواهى ورياست ومال پرستى وجهالت تحريك نشده است ، بلكه مقامى را كه ادعا مى كند مستند به دليل وبرهان روشن ومحكمى است . آنان با شرايط گوناگون ذهنى با معجزات رو برو مى شدند : بعضى از آنان با اين كه مى دانستند كار ما فوق طبيعى صورت مى گيرد ، لجاجت نموده ومى گفتند : اين كار نوعى از سحر وتردستى وجادوگرى است .
بعضى ديگر از حالت انكار به حالت شك وترديد تنزل مى كردند ودر مقابل معجزه مبهوت مى ماندند .
گروه ديگر احساس مى كردند كه معجزهاى كه صورت گرفته است كار عادى نيست ويقينا از دست مردم معمولى برنمى آيد پس شخص داراى معجزه قدرت فوق العادهاى است كه چنين كارى را انجام مى دهد ، ولى آيا مى توان با آن معجزه ادعاى آورندهء آن را همه جانبه پذيرفت ؟ مسئلهء ديگرى است .