تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٠٦ - دو طرف تضاد كه از فراز و نشيب و دگرگونىهاى جهان هستى در حال تكاپو هستند ، در عين حال كه دو بال براى پرواز موجودات در افق مشيت الهى محسوب مى شوند ، دو بال به نام خوف و رجا براى پرواز انسان نيز مى باشند
( تا هر كس كه هلاك مى شود ، هلاكتش مستند به دليل وشاهد باشد وهر كس كه موفق به حيات مى گردد از روى برهان ودليل باشد . )
((١٨٥٣)) اين جهان با اين دو پرّ اندر هواست زين دو جانها موطن خوف ورجاست
((١٨٥٤)) تا جهان لرزان بود مانند برگ در شمال ودر سموم بعث ومرگ
((١٨٥٥)) تا خم يك رنگىّ عيسى ما بشكند نرخ خم صد رنگ را
دو طرف تضاد كه از فراز ونشيب ودگرگونىهاى جهان هستى در حال تكاپو هستند ، در عين حال كه دو بال براى پرواز موجودات در افق مشيت الهى محسوب مى شوند ، دو بال به نام خوف ورجا براى پرواز انسان نيز مى باشند در مباحث تضاد در مجلدات گذشته مسائل مشروحى در عنوان فوق مطرح شده است . در اين مورد بيك نكتهء با اهميت اشاره مى كنيم وآن اين است كه از مضامين مورد تحليل چنين برمى آيد كه دگرگونىهاى جهان هستى در زمينهء تضاد وتخالفها تنها براى جريان قانونى خود كائنات نيست ، بلكه در عين حال كه طبيعت حركت در جهان هستى مقتضى بروز تضادها ودگرگونىها است ، يا بالعكس ، تضاد وتخالف مقتضى بروز وحركت ودگرگونى در جهان هستى است ، كار ديگرى هم كه شايد هدف اصلى آن تضاد ودگرگونىها است ، انجام مى دهد . اين كار عبارت است از سير آدمى در مسير خوف ورجا .
تشابه عجيبى ميان تضاد ودگرگونىهاى انسان وجهان ديده مى شود كه حقيقتا انسان آگاه را به انديشهء عميق وادار مى سازد .
چنانكه اگر تضاد وتخالف از صحنهء جهان برچيده مى شد ، يا تنها به فرض