تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٥٤ - نتيجهاى كه جلال الدين از دو مطلب فوق مى گيرد
بىخودى وناهشيارى ورها كردن اختيار سطحى را كه به تعبير جلال الدين پالان منحرف به اين سو وبه آن سو است ، به فرمان حق به دست بياوريم چه معنا دارد ؟ اگر توضيحى را كه در مبحث فوق براى انتقال از پديده هاى جزئى زيبايى وعدالت بيان كرديم ، مورد دقت بيشترى قرار بدهيم ، خواهيم ديد كه ما انسانها به بركت رشد وتعالى روحى هر لحظه كه بخواهيم مى توانيم زنجير وقيود پديده هايى را كه براى حيات طبيعى به دست وپاى روح مى پيچد كنار گذاشته در عالمى از ناهشيارى وبىخودى غوطه ور گشته واختيار پالان شكل فريبنده را زير پا گذاشته وبه جلوه هاى عالى اختيار كه از اعماق شخصيت سرمى كشد نائل شويم .
در اين موقع محبتهاى جزئى ما كه چه در خانواده وچه در اجتماع وچه در قلمرو انسان كلى ، از روى معامله با سود وزيان يا اشباع عواطف واحساسات ضرورى مربوط به ماشين زندگى بود ، به مرحلهء عالى محبت تبديل مى گردد ، با اين تبديل حقيقت اجزاء يك پيكر بودن را در روح كلى در مى يابيم واز شدت جذبهاى كه در اين حالت بما روى مى دهد از هوش وخود واختيار سطحى بالاتر مى رويم وطعم گسيخته شدن از جاذبيت پديده هاى مزبور را كه امواجى روى آب حيات طبيعى است مى چشيم .
هم چنين معقولات نظرى ما كه مادامى كه هوش وخود واختيار سطحى آدمى در آنها غوطه مى خورد ، آن معقولات نظرى هوش وخود واختيار را رنگ آميزى ومحدود مى سازد .
در اين جا معناى ناهشيارى وبىخودى وبىاختيارى عبارت از انتقال روح آدمى است به معقولات عالىترى كه با وحدت شگفت انگيزى پديده هاى سه گانه را از حدود وقيود معقولات نظرى رها ساخته ودر هوش وخود واختيار عالىترى كه از اعماق روح وابسته به روح ملكوتى سرمى كشد فرو مى برد .
از اين قبيل است زيباييها ومعلومات متنوع وفعاليت عضوى كه سطح روان را اشغال نموده هوش وخود واختيار را رنگ آميزى ومحدود مى نمايد .
دستور خدا به وسيلهء وجدان وپيامبران هم اين است كه نگذاريد ظواهر اشكال