تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦٠ - تفسير ابيات
چرا بايد اينطور باشند وجز اينطور امكانپذير نيستند ؟ اگر ذوق پردازى وتجريد بافى ذهنى خود را كنار بگذاريم وبخواهيم پاسخ اين سؤالات را از خود طبيعت مطالبه كنيم .
همان پاسخ را بما خواهد داد كه به سؤال ما در بارهء طنابهايى به نام ضرورت ميان علت ومعلول وحقيقت مادهء مطلق در ميان حركتهاى مشخص جهان طبيعت داده است چنانكه طبيعت از دادن پاسخ قانع كننده به سؤالات فوق روى گردان است هم چنين از دادن پاسخ به اين سؤال كه راز بروز تدريجى اشياء چيست ؟ معذرت خواسته است .
جلال الدين از افق بالاترى كه طعم حدوث دهرى را مى دهد ، به موضوع تدريج مى نگرد ومى گويد :
آن هلال از نقص در باطن بريست او به ظاهر نقص تدريج آوريست
شما پويندگان ميدان دانش ومعرفت به توضيح وتفسير خود تدريج به پردازيد وآن را مانند پوستولا ( اصل موضوعى ) تلقى كنيد وبه كار خود مشغول شويد ، زيرا پاسخ گويى از سؤال بزرگ « چرا اشياء به تدريج بروز مى كنند » با عينك خود حواس وذهنى كه محكوم به جريان وفعاليت تدريجى است ، امكان ناپذير است .
تفسير ابيات مانند حضرت عيسى بن مريم عليها السلام كه آب فرات او را روى سر مى گيرد وبدون بيم از غرق شدن در روى آب مى رود . پيامبر ما فرمود :
اگر يقين عيسى بيشتر بود ، هوا براى او مركب ومانند بيابان در آن هوا مى گشت ، مانند من كه در شب معراج بر هوا سوار گشتم .
خلاصه - موقعى كه پيامبر از حال هلال مى پرسد ، هلال عرض مى كند :