تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣٧ - آيا هر دو راه كه در موقع احساس اختيار پيش پاى آدمى باز شده است ، به سوى خدا است ؟
((٢٠٢)) من كه باشم چرخ با صد كار وبار زين كمين فرياد كرد از اختيار
((٢٠٣)) كاى خداوند كريم بردبار ده امانم زين دو شاخهء اختيار
((٢٠٤)) جذب يك راههء صراط مستقيم به ز دو راههء تردّد اى كريم
((٢٠٥)) زين دو ره گر چه همه مقصد تويى ليك خود جان كندن آمد اين دويى
((٢٠٦)) زين دو ره گرچه به جز تو عزم نيست ليك هرگز رزم همچون بزم نيست
آيا هر دو راه كه در موقع احساس اختيار پيش پاى آدمى باز شده است ، به سوى خدا است ؟
جلال الدين آن دو راهى را كه در موقع احساس اختيار در پيش پاى آدمى باز مى شود به دو شاخهء اختيار تعبير مى كند ، اين تعبير نكتهء مهمى را كه در بر دارد اين است كه ريشه وتنه وساقهء دو راههء اختيار در درون آدمى يكى است ، مانند حب ذات ( ريشه ) وغرايز ( تنه ) وفعاليت غرايز ( ساقه ) دو شاخهاى كه از امور مزبور سر درآورده است ( دو راههء اختيار ) ميوه ( عزم كوى الهى ) نتيجه اين تعبير همان است كه در بيت سوم وچهارم از ابيات مورد نقد وتحليل آورده است :
زين دو ره گرچه به جز تو عزم نيست ليك هرگز رزم همچون بزم نيست
توقف وتامل در سر دو راهى اختيار وانتخاب هر يك از آن دو همه وهمه از جلوه گاه مشيت الهى به هدف مشيت الهى است .
آيا اين مطلب كاملًا صحيح است ؟ به نظر مى رسد كه جلال الدين مى خواهد مطلبى را بيان كند كه در گذشته در مباحث جبر واختيار به آن اشاره كردهايم وآن اين است كه هر پديدهء طبيعى وروانى وعضوى كه در جهان هستى نقش مى بندد در قلمرو سلطهء الهى صورت مى گيرد وهر حلقهاى از رويدادهاى درونى وبرونى كه به وجود