تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠ - موضوع چهارم - آيا ادبيات گذشتگان توانسته است ارزشهاى اخلاقى و زيبايى شناسى را نه تنها در قفسهء كتابها بلكه در زواياى قلوب ما نيز حيات جاودان ببخشد ؟
پست وساقطاند ، انسانهاى شير مرد از خضوع وتسليم مردم عار وننگ احساس مى كنند ،
آن كه بستد پيرهن را مى شتافت بوى پيراهان يوسف مى نيافت وآن كه صد فرسنگ زان سو بود او چون كه بد يعقوب مى بوييد بو
١١٥ - بىخبران دور از حقيقت حقايق را ناخود آگاه با خود بهمراه مى برند وديگران كه حقيقت جو وحقيقت شناسند ، از آن حقايق بهره مند مى گردند .
زان غنا وزان غنى مردود شد كه ز قدرت صبرها بدرود شد
١١٦ - قدرت ونيرومندى صبر وتحمل را نابود مى سازد وغالباً عدالت را پاى مال مى نمايد .
نسبت اثبات با نفى از نخست گر بيانش مى كنى برگو درست نفى آن يك چيز واثباتش رواست چون جهت شد مختلف نسبت دو تاست
١١٧ - تعدد جهت مى تواند اثبات ونفى را در يك موضوع جمع نمايد .
مر رسن را نيست جرمى اى عنود چون تو را سوداى سر بالا نبود
١١٨ - طنابى در فضاى هستى آويزان است كه پايينش سقوط وبالايش كمال است . با اين طناب چنانكه پائين رفت وسقوط كرد ، مى توان به مرتفعترين قلهء كمال نيز صعود نمود .
گفت مادر تا جهان بوده است اين كار افزايان بدند اندر زمين هين تو كار خويش كن اى ارجمند زود كايشان ريش خود بر مى كنند وقت تنگ ومى رود آب فراخ پيش از آن كز هجر گردى شاخ شاخ
١١٩ - در هر دوره وجامعهاى گروهى هستند كه بالاى سر انسانهايى كه آب حيات مى آشامند سوت مى زنند ، اينان كارى جز مختل كردن اشتياق وكوشش انسانها به آشاميدن آب حيات انجام نمى دهند ، شما اى انسانها كه احتياج به آب حيات را در خويشتن درك نموده وجريان آن آب حيات بخش را در مقابل ديدگانتان مى بينيد ، به سوت زدن آن كار افزايان