تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤ - موضوع يكم - آيا شناسايى ماهيت و شئون بشرى با موفقيت كامل پايان يافته است ؟
آيا اين ادبيات توانسته است ارزشهاى اخلاقى وزيبايى شناسى را نه تنها در قفسهء كتابها ، بلكه در زواياى قلوب ما نيز حيات جاودان ببخشد ؟ حقيقت اين است كه جاودانگان نيز در گذر زمان پير مى شوند وهمهء نغمه هاى اين هزار دستانهاى شرق قرون وسطى به آينده راه نخواهند يافت . لكن به نظر ما حقيقت را يك شاعر در ميان اين همه شعراى عصر ما ، هم از نظر روح آن وهم از نظر شيوهء بيان به نام ژوليان تووين بيان داشته است كه پاسخى براى پرسش ما تواند بود :
خواب مجلدات خاك گرفته را بر هم مزن ، اگر درخششى ندارند به انبوه سر سبز بيشه قدم نه بر سر سبزه هاى لرزنده گام سپر به نغمهء شيرين هزار دستان صميمانه گوش فرا ده اينها سخنانى هستند كه هميشه مى درخشند همچون قطرات شبنم پيوسته مى رقصند از جملهء مطالبى كه گروهى از دانشوران در بارهء اقدام به تفسير ونقد وتحليل مثنوى به اين جانب مطرح مى كردند ، مسائلى است كه در عبارات فوق مورد مطالعهء شما قرار گرفته است . چنانكه ملاحظه مى شود سؤالات فوق بسيار با مورد وصريح وشايستهء تامل جدى است .
ما مى توانيم نظريات خود را در بارهء مسائل فوق با بيان موضوعاتى چند متذكر شويم :
موضوع يكم - آيا شناسايى ماهيت وشئون بشرى با موفقيت كامل پايان يافته است ؟
اگر كسى در گسترش شناسايىهاى رسمى بشرى در بارهء جنبه طبيعى خالص وروانى انسانها ترديد به خود راه بدهد ، هر ادعا ودليل كه در اين باره به زبان بياورد ، ما آن را نمى فهميم وحتى تنها شنيدن چنان ياوه گويىها را هم خلاف