تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٥٢ - مطلب دوم - ناهشيارى و گام به ما فوق تعقل نهادن و اختيار سطحى را دور انداختن موقعى به حال بشر مفيد است كه بفرمان حق بوده باشد
از رسميت انداخته ووادار كرده است كه با فرياد بلند ، در همين قرن بيستم ( قرن فضا وسيبرنيتيك ) يكى از رسمى ترين مجلات كشور متمدن دنيا بانگ برآورد كه « قرن ديوانگى وتفكر عادت بدى است » بسيار شگفت انگيز است كه با همهء بىاعتنائىها وگرايش به ناهشيارى وبىعقلى گرى وجبر پرستى ، ريشه هاى اصيل وخدا كاشتهء هوش وعقل واختيار جوانه مى زند ودر تمام شئون بشرى علامت اخطار را نصب مى كند وبه قول جلال الدين :
با اين كه آنان -
مى گريزند از خودى در بىخودى يا به هستى يا به شغل اى مهتدى
اما اين يك گريز بىهوده ايست كه با غفلت از زنجير پولادين بسته بر پاى مغز آدميان انجام مى گيرد ، لذا -
« نفس را زان نيستى وا ميكشى »
يعنى دوباره برمى گردى بهمان جا كه از آنجا فرار كرده بودى چرا ؟
زان كه بىفرمان شد اندر بىهشى
مطلب دوم - ناهشيارى وگام به ما فوق تعقل نهادن واختيار سطحى را دور انداختن موقعى به حال بشر مفيد است كه بفرمان حق بوده باشد .
معناى ناهشيارى منها كردن هوش از انسان نيست ، معناى گام به ما فوق تعقل نهادن جنون ومستى پست وسقوط آور نيست ، از دست دادن اختيار سطحى كه جلال الدين آن را به پالان شتر تشبيه كرده است ، جبر پرستى عاميانه كه ضد تكليف ومسئوليت وشخصيت است نمى باشد ، اگر هم كلمهء جبر را در اين مورد تجويز كنيد ، يعنى -
ور بود اين جبر ، جبر عامه نيست جبر آن امّارهء خودكامه نيست
براى توضيح اين منهاهاى سطحى وبه اضافه هاى واقعى مى گوييم : هيچ اين