تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١ - موضوع چهارم - آيا ادبيات گذشتگان توانسته است ارزشهاى اخلاقى و زيبايى شناسى را نه تنها در قفسهء كتابها بلكه در زواياى قلوب ما نيز حيات جاودان ببخشد ؟
مى سازد ، لذا هر چه كه در آن قلمرو مى بينيد نقش خود شما است .
اى مسيح خوش نفس چونى ز رنج كه نبود اندر جهان بىرنج گنج
٦٩ - گنج خواهى در طلب رنجى ببر .
گر تو را من گفتمى اين ماجرا آن دم از تو جان تو گشتى جدا چون سبب گفتن مرا مقدور نه ترك تو گفتن مرا ميسور نه مى شنيدم فحش وخر مى راندم ربّ يسّر زير لب مى خواندم
٧٠ - فحش وناسزا وتمردهايى را كه فرد يا افراد جامعه به جهت ناتوانى از درك فلسفهء تعليم وتربيت وايده آلهاى اعلاى بشرى صورت مى دهند ، شما مربيان دل سوز را از كار باز ندارد . شما كه به حكم عقل ووجدان وبه دستور الهى دست به سازندگى انسان زدهايد ، راه خود را پيش بگيريد .
هر ندايى كه تو را بالا كشد آن ندايى دان كه از بالا رسد
٧١ - هرگز باور نكنيد كه ندايى از مرحلهء پست برخيزد وشما را به مرحلهء كمال وعالىتر تحريك كند . براى تحريك بسوى بالا ندا وكششى از بالا لازم است .
نفرت خفاشكان باشد دليل كه منم خورشيد تابان جليل
٧٢ - قطعا موجودى در فضا به نام خورشيد جهان افروز وجود دارد ، ولى خفاشى هم وجود دارد كه هم خود خورشيد را وهم انسانها وجاندارانى كه آن را مى بينند ، منكر مى شود وابراز تنفر مى كند .
همچو موشى هر طرف سوراخ كرد چون كه نورش راند از در گشت سرد
٧٣ - در كاوشهاى علمى موقعى كه بيك روشنايى مى رسيد ، اگر آن روشنايى خلاف خواستهء شما باشد ، روى گردان نشويد ، در خواستهء خود تجديد نظر كنيد واز عشق به كاوش در تاريكىها دست برداريد .
آتشى زد شب به كشت ديگران باد سوى كشت او كردش روان
٧٤ - آتشى را كه براى شعله ور ساختن دودمان ديگران بر مى افروزيد ، بادهاى حساب شده در ما فوق وخارج از مجراى محاسبهء شما مى وزد وهمان آتش را