تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٧ - ١ - حركت و تحول در ذات و تمام شئون عالم هستى مقرر است
١ - حركت وتحول در ذات وتمام شئون عالم هستى مقرر است .
هر نفس نو مى شود دنيا وما بىخبر از نو شدن اندر بقا عمر همچون جوى نو نو مى رسد مستمرى مى نمايد در جسد آن ز تيزى مستمر شكل آمده است چون شرر كش تيز جنبانى به دست شاخ آتش را بجنبانى بساز در نظر آتش نمايد بس دراز اين درازى مدت از تيزى صنع مى نمايد سرعت انگيزى صنع [١] چرخ سرگردان كه اندر جستجوست حال او چون حال فرزندان اوست گه حضيض وگه ميانه گاه اوج اندرو از سعد ونحسى فوج فوج گه شرف گاهى صعود وگه فرح گه وبال وگه هبوط وگه ترح حال امروزى به دى مانند نى همچو جو اندر روش كش بند نى فكرت هر روز را ديگر اثر شادى هر روزى از نوعى دگر [٢]
وبا نظر به : -
روز نو وشام نو باغ نو ودام نو هر نفس انديشه نو ، نو خوشى ونو عناست [٣]
با بيانات فوق حتى نفس ولحظهاى كه در تحول جهان به كار برده مى شود ، براى تفهيم سرعت حركت است ، نه اين كه مدت تغيير يك نفس ويك لحظهء معمولى به طول مى انجامد .
مزون هايپرون از هستهء مركزى جدا مى شود وده ميليونم ثانيه در اين پهنهء هستى زندگى مى كند وتمام مى شود .
اين مدت را نمى توان با زمان سنج مغز آدمى درك وتصور نمود ، بلكه
[١] دفتر اول ص ٢٥ ب ٥٦ تا ٦٠ . .
[٢] دفتر اول ص ٢٨ ب ٣٢ و ٣٣ و ٣٤ . .
[٣] ديوان شمس تبريزى .