تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٧ - تفسير ابيات
اين حيله گر سه زمام دار گذشته را هم در موقعيت مناسبى براى توجيه كار ماكياولىاش همدست مى كند وبراى ساكت كردن محمد بن ابى بكر وموج نشان دادن مبارزه با حق را كه در پيش گرفته بود ، به چنين وسيلهاى كه براى او امكان داشته است ، دست مى زند اين معاويه كه بهار اسلام را به خزان مبدل كرده بود ، يزيد فرزند خود را كه هيچ مورخى در فسق وفجور او ترديد نكرده است ، [١] با انواعى از حيله ها وتهديدها گرفته تا لبهء شمشير بران [٢] به سرپرستى جوامع اسلامى نصب مى كند . وعبد الرحمن بن ابى بكر در يك جملهء مختصر مى گويد : « اين است سنت وقانون هرقل وقيصر . » [٣] موقعى كه معاويه براى تحميل يزيد به مدينه كه مجتمع مهاجرين وانصار بود آمد ، بزرگان مدينه را كه امام حسين عليه السلام در ميان آنان بود در يك جا جمع كرده يك سخنرانى با اضطراب ومعانى مشوش ايراد كرد كه كار حيله گران اجتماعى است ، [٤] نه يك حاكم الهى كه پيامبر اسلام منظور كرده بود .
[١] مقدمه ابن خلدون ، ص ٢١٦ ، وتاريخ يعقوبى ، احمد بن ابى يعقوب ج ٢ ص ٢٢٠ . .
[٢] مقدمه ابن خلدون ، ص ٢٤١ .
[٣] تاريخ الخلفا ، ص ٢٠٣ . .
[٤] معاويه در سخنانش مى گويد . . . ثم خلفه رجلان محفوظان وثالث مشكور وبين ذلك خوض طال ما عالجناه مشاهدة ومكافحة ومعاوينة وسماعا وما اعلم منه ما فوق ما تعلمان . » [ مخاطب ابن عباس وامام حسين عليه السلام است ] ( سپس دو مرد محفوظ وسومى مشكور به جاى پيامبر نشستند ودر اين اثنا فرو رفتنها بود كه مدت زيادى مى خواستيم آنها را حل كنيم وچه از نظر مبارزه وديدن وشنيدن ومن در بارهء سومى جز آنكه مى دانيد چيزى نمى دانم . ) در مقابل صراحت مكتب اسلام در همه قلمروهاى فردى واجتماعى ومادى ومعنوى ، امثال جملات فوق را به اضافهء كردار خارجى معاويه تنها با دو كتاب مطارحات وشهريار ماكياولى مى توان تفسير كرد . مأخذ مزبور . ١٩٤ . . يعقوبى در صفت حيله گرى ومكر پردازى معاويه چنين مى گويد : « وكان اكثر فعله المكر والحيلة » ( اكثر كارهاى معاويه از روى مكر وحيله بوده است ) تاريخ يعقوبى ج ٢ ص ٢٣٨ . .