تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٤ - تفسير ابيات
انسانى خود چيزى درك نكند ، يا آن را در اختيار باد پاى وزش بادهاى قوانين طبيعت وتمايلات انسانها بگذارد ، بهرهاى از هستى ندارد . حسين عليه السلام با همين درسهاى عملى ونهايى بود كه نمونهء اعلاى آزادى را به تاريخ بشرى نشان داد .
٤ - درس ديگرى كه حسين عليه السلام بما تعليم فرموده است ، اين است كه ما در زندگى فردى واجتماعى ، چگونه مى توانيم وبايد از اصول مقدسهء انسانى بهره بردارى كنيم .
ما اين درس را چنانكه شايسته است ، جز از حسين عليه السلام از كسى ديگرى سراغ نداريم ، زيرا در ميان مردان تاريخ بدان ترتيب كه تاريخ بما مى آموزد ، در بهره بردارى صحيح وهمه جانبه از اصول مقدس انسانى مانند حسين كسى را نمى بينيم وهرگز نظير او را نخواهيم ديد .
اى قهرمان قهرمانان تكاپو در راه انسانيت ، ديگر نظير اخلاق وشخصيت تو را در جولانگاه تكاپو در مرز زندگى ومرگ كجا خواهيم يافت ؟ تويى كه رفتى ومرگ مجازى را در ايده آل اعلايت بيارى طلبيدى ، در حالى كه ديگران مى روند وحيات مصنوعى را در راه قدرت بيارى مى طلبند . » [١] تفسير ابيات شاعر وقتى كه علت گريه وماتم شيعيان حلب را مى شنود ، مى گويد : بلى صحيح است ، ولى كو دوران يزيد ؟ وكو حادثه ى كربلا ؟ خبر آن حادثهء غم انگيز چقدر دير به اينجا رسيده است .
حادثهء حسين بقدرى سخت وتكان دهنده بود كه چشم نابينايان ديده وگوش مردم كر هم آن را شنيده است ، شما مگر تا كنون خوابيده بوديد ؟ واين خواب غفلت ، مرگ بديست كه شما در آن فرو رفتهايد .
حال كه روح يك مرد بزرگ از زندان دنيا رها شده ورفته است ، چرا ما
[١] مضمون از سموّ المعنى فى سموّ الذات ، عبد الله العلايلى ، ص ١٠٣ و ١٠٤ و ١٠٥ . .