تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٣ - منظرهء عاشورا از ديدگاه هاى مختلف
« ابو السرايا رهبر جمعى كه به عليه مأمون الرشيد حركت مى كردند محمد بن ابراهيم ( معروف به ابن طباطبا را ) به كوفه مى فرستد ، وقتى كه محمد به كوفه مى رسد ، در اطراف كوفه قدم مى زند ، در اين هنگام پير زنى را مى بيند كه با پشت خميده ووضع ناراحت كننده خم شده ، دانه هاى خرما را كه از بارهاى خرما به زمين مى افتاد جمع كرده ودر انبان مى گذاشت . محمد از پير زن پرسيد كه خرماها را چه مى كنى ؟ گفت : من بيوه زنى بىسرپرستم ودخترانى دارم كه نمى توانند زندگى خود را اداره كنند .
محمد سخت گريست وگفت : سوگند به خدا تو وامثال تست كه مرا فردا وادار به دفاع از وضع شما مى كند تا خونم ريخته شود - .
اين گريه بينايى نافذى براى حركتش فراهم آورد . » [١] محقق بزرگ عبد الله العلايلى درسهايى را كه بايستى از علل ونتايج اقدام وشهادت حسين بن علي عليه السلام بياموزيم ، به ترتيب زير بيان مى كند :
١ - چگونه بايد ما شخصيت انسانى خود را كه مربوط به شخصيت كل انسان است حفظ كنيم وچگونه بايستى از اصل مقدس دفاع كنيم .
٢ - حسين بما تعليم كرد كه چگونه امكان پذير است كه شير در زندانى محبوس شود ، ولى آن زندان او را برده نسازد ، اين همان درس است كه ديوژن به يونانىها در روزگار قديم تعليم مى داد . اين دو درس بسيار بزرگى است كه در هنگام توجه به اين كه ذات آزاد است كه مى تواند تمام ديدگاه ها را در ايده آل اعلاى انسانى متمركز نموده ومنبع اصيل شجاعت وارزش مطلق بوده باشد .
تاريخ آزادى چيزى جز حفظ شخصيت انسانى انسان نيست . هر چه كه ما با شخصيت حسين وكار بىنظيرش را مطالعه مى كنيم بيشتر به پديدهء اعجاز آميز آزادى شخصيت انسان از قيد وزنجير بردگى آگاه مى شويم .
٣ - كسى كه ذات وشخصيت انسانى خود را دريافت نكرده است ، او از هستى خود وجهانى كه در آن زندگى مى كند بىگانه است . به عبارت ديگر كسى كه از شخصيت
[١] مقاتل الطالبين ، ابو الفرج اصفهانى ، ص ٥٢١ ، تاريخ طبرى ، ج ١١ ص ٤٤ . .