تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٧ - ١ - نظرى به سخنان امام حسين عليه السلام از مدينه تا آخرين لحظات زندگيش در بيان كربلا
٥ - پس از ملاقات حر بن يزيد رياحى كه با هزار نفر از سپاهيان ابن زياد مامور گرفتن راه بر حسين وبردن او به كوفه بود ، طرف عصر سخنانى خطاب به سپاه حر بن يزيد فرمود از آن جمله است :
« پيامبر خدا فرمود : هر كس امير ستم كارى را ببيند كه حرمت الهى را هتك مى كند وپيمان خداوندى را نقض مى نمايد ومخالف سنت پيامبرش در ميان بندگان ، با گناه وخصومت رفتار مى كند ، نه با كردار ونه با گفتار انتقاد وجلو گيرى نكند ، بر خدا است كه او را به عذاب شايسته اش فرو برد .
آگاه باشيد ، پيروان يزيد اطاعت شيطان مى كنند واطاعت خدا را ترك نموده وفساد را در روى زمين آشكار وحدود الهى را موقوف ساخته واموال مردم را به خود اختصاص داده ، حرام خدا را حلال وحلال او را حرام كردهاند .
اين جملات يكى از بزرگترين اصول انسانى را گوشزد مى كند كه مى گويد : دو گروه انسانها كه يكى در گذرگاه انا لله وانا اليه راجعون گام برمى دارد وديگرى در طبيعت زاييده مى شود وطبيعت را مى پرستد وسپس در طبيعت گم مى شود ، نمى توانند هماهنگى داشتند . همين اصل را جلال الدين بارها در كتاب مثنوى مطرح كرده است .
٦ - وقتى كه طرماح بن عدى در عذيب الهجانات با سه نفر به حسين عليه السلام مى رسند [١] مى گويد : اى حسين بياييد به دامنهء كوهى كه ما آنجا هستيم واجا ناميده مى شود وبقدرى براى دفاع شايسته است كه ما هميشه به وسيلهء آن كوه از حملات ملوك غسان وحمير واز هجوم نعمان بن منذر وساير سياه وسرخ از خود دفاع كردهايم ومن به عهده مى گيرم كه بيست هزار شمشير زن از قبيله طى براى پيكار با دشمن تو در اختيارت بگذارم .
حسين عليه السلام از خدا پاداش خير به او وقومش مسئلت نموده وفرمود : ميان
[١] سه نفر ديگر عبارتند از عمر بن خالد الصيداوى وسعد غلام او وو جمع بن عبد الله المذحجى ونافع بن هلال . .