تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٨ - خاطرات و انديشه ها و ساير فعاليت مغزى و روانى هم اجزاء و ذرات لا يتجزى ( اتمها ) دارند
اشياء را تشكيل مى دهند . » [١] ملاحظه مى شود كه آن چه را كه راسل در بارهء ذرات ايدهاى مطرح مى كند وتنها با عينك طبيعت مغز بشرى در آنها مى نگرد . جلال الدين وجود آنها را شش قرن ونيم پيش از راسل بيان مى كند ، نهايت امر حقيقتى را هم ضمنا توضيح مى دهد كه راسل آن را ناديده مى گيرد وآن اين است كه اين ذرات فعاليتها وادراكات مغزى كه مانند ذرات فيزيكى داراى نمود عينى نيستند ، در پرتو خورشيد پشت پردهء طبيعت مغز قابل درك مى باشند .
اين كه گفتيم ذرات فعاليتهاى مغزى قابل مقايسه با ذرات فيزيكى نيست ، براى آن است كه ذرات فيزيكى رسمى داراى جرم وبعد مشخص ودر جويبار زمان وفضا قرار مى گيرند ، يا به عبارت ديگر زمان وفضا در تحقق خارجى آنها مانند يك عنصر اساسى بنا به روش فلسفى كانت ومدلول علمى نسبيت دخالت مى ورزد ، در صورتى كه در فعاليتهاى مغزى ممكن است جريانى كه صورت مى گيرد ، مركب از واحدهاى تجريد شده از همهء خصوصيات فيزيكى عينى بوده باشد ، مانند مفاهيم كلى وماهيت عدد وبلكه خود آتمهاى زمان كه هيچ گونه آميزشى با مشخصات عينى فيزيكى ندارد .
نكتهء ديگر اين كه جلال الدين همين فعاليتهاى مغزى را گاهى با مفهوم موج هم تفسير كرده است :
موج خاكى فكر ووهم وفهم ماست موج آبى صحو وسكر است وبقاست چون ز دانش موج انديشه بتاخت از سخن وآواز او صورت بساخت حسها وعقلهاشان در درون موج در موج لدينا محضرون موج لشكرهاى احوالت ببين هر يكى با ديگرى در جنگ وكين موجهاى تيز درياهاى روح هست صد چندان كه بُد طوفان نوح در بلندى كوه فكرت كم نگر كه يكى موجش كند زير وزبر
بنا بر اين مى توان روش تضاد نماى جلال الدين را در بارهء فعاليتهاى مغزى
[١] برتراند راسل افكار خود را بيان مى دارد ، قسمت فلسفه . .