تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩٩ - نتيجهء دوم
ما نمى گوييم : هر كسى در هر حالى همه كاره باشد ودست بهر فعاليتى بزند ، زيرا اين پيشنهاد جنونآميزيست كه در هيچ جامعه وتاريخى امكان پذير نمى باشد ، ما اين حقيقت را مطرح مى كنيم كه جوامع انسانى نبايد با تعين نام وعنوان وشغل مشخص براى آدميان ، اجتماعات را به صورت زندانهاى بىزنجير وبىسقف وبىديوار در آورند .
بايستى به شخص دانش طلب وكشاورز وكارگر وكار فرما وبه طور عموم وبه افراد روحانى وسياسى ودانشمند وفيلسوف گوشزد كرد كه شما در اين نام وعنوانى كه به شما داده شده است ، خلاصه ومحبوس نمى شويد ، شما آن انسان هستيد كه روى ضرورتها وناچارىها موقعيتى با نام وعنوان مشخص خويش به زندگى رسمى ومقررى مشغوليد ، نه اين كه موجوديت شما همان نام وعنوان ومفاد آن است وبس .
به نظر مى رسد كه يكى از عوامل احساس ناچيزى وتنگى ميدان زندگى همين نام وعنوان است كه زنجير پولادين وناگسستنى بر دست وپاى آدميان مى زند ووسيلهاى به آن انسانهاى ديگر كه در هدف گيرى اختيار بيشترى دارند قرار مى دهد ، زيرا بديهى است كه تشكل سيستمهاى هدف دار همواره احتياج به واحدهاى جبرى وتعينى بىاختيار دارد كه اغلب به روياى شيرين وارضاى حس « من خوشم » قناعت مى ورزند .