تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٧٢ - آنان كه مى خواهند معاش و نام و عنوانشان را به مردم تحميل كنند ، در حقيقت كالبد بىروح خود را بر دوش مردم مى گذارند و شايستهء زندگى مستقل نيستند
( آنان كه ايمان آوردهاند از پيامبر امى كه نامش را در تورات وانجيل يافتهاند پيروى مى كنند ، پيامبر آنان را به معروف امر واز منكر نهى مى كند ، پاكيزه ها را براى آنان حلال وپليديها را براى آنان حرام مى نمايد ، بارها وزنجيرهاى سنگينى كه بر دوش آنان گذاشته شده بود ، برمى دارد ) .
به همين جهت بود كه روش پيامبر اكرم در جامعه بار سنگينى به دوش مردم نبود وشريعت خود را ساده وعقل پسند وبر مبناى فطرت پاك استوار ساخت .
با بىنوايان مى نشست وبرمى خاست ، حتى ترتيب نشستن جلسه را طورى صورت مى داد كه شخصيتها مساوى جلوه كنند ، با هيچ كس صحبت نكرد مگر اين كه با تمام روى بدنش در مقابل مخاطب مى ايستاد . سلام بر كوچكتر از خود مى كرد ، دست نوازش بر سر يتيمان وبىنوايان مى كشيد ، روى حصير نشست ولباس معمولى ولى بسيار نظيف ومعطر مى پوشيد ، با نگاهش مردم را به هول ووحشت نمى انداخت ، زندگانى او را معمولىترين غذاها تشكيل مى داد . پس از او هم پيروان واقعىاش نمونهء انسانهاى بار بردار شدند نه بار گذار .
امير المؤمنين را مى بينيم كه وصلهء كفشش را با دست خود مى دوزد ( خاصف النعل ) روى خاك مى خوابد ( ابو تراب ) نخل مى كارد وچشمه هاى بنى نيز ز استخراج مى كند ، موقعى كه از انبار عبور مى كرد ، روستاييان آن محل هيجان وحماسه وپاى كوبى در مقابلش راه مى اندازند ، امير المؤمنين مى پرسد :
چه كارى است كه اينان انجام مى دهند ؟ پاسخ داده مى شود كه احترامى است كه اين مردم در بارهء بزرگانشان انجام مى دهند ، آنان را توبيخ فرموده ومى گويد : برويد به كارهاى خود بپردازيد ، شما با اين احترامات نابجا خود را ذليل وپست وزمام دارانتان را متكبر ومغرور مى سازيد .
هنوز گروهى را عقيده بر آن است كه بشر رو به تكامل رفته است با اين كه همين بشر در به كار بردن مزايايى كه بايستى براى برداشتن بار سنگين طبيعت وعوامل انسانى صرف شود ، از طرف خود مردم به بار سنگينترى تبديل مى شود .