تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٥ - ١ - نظرى به سخنان امام حسين عليه السلام از مدينه تا آخرين لحظات زندگيش در بيان كربلا
« سپاس مر خداى را ، خواست ومشيت مطلق وقدرت مطلقه از آن او است ، درود به پيامبرش .
مرگ مانند گلو بند دور گردن فرزندان آدم پيچيده است ، اشتياقم به ديدار نياكانم در پشت پردهء زندگانى طبيعى چون اشتياق يعقوب به فرزندش يوسف است خوابگاهى بر من گسترده شده است ، بايد در آن بيارامم . . . اى مردم ، هر كس كه مى خواهد خون دلش را در راه ما بذل كند وخود را آمادهء ديدار خدا نمايد ، با ما كوچ وحركت كند ، من بامداد فردا با خواست خداوندى حركت خواهم كرد . » [١] مثنوى جلال الدين سه موضوع را در جملات فوق مى توانست مطرح نمايد :
الف - اشتياق ارواح اولياء الله بيك ديگر چه در زندگانى دنيوى وچه در پشت پردهء طبيعت ومشتاق در حالت زندگى دنيوى ومشتاق اليه در حيات ابدى .
بر مثال موجها اعدادشان در عدد آورده باشد بادشان جان گرگان وسگان از هم جداست متحد جانهاى شيرين خداست
ب - بذل خون دل در راه دين ايده آل .
ج - حركت حسين رو به لقاء الله ( ديدار خدا ) بوده است .
٣ - در موقع خروج از مكه فرزدق شاعر معروف امام حسين را ملاقات مى كند ومى گويد : پدر ومادرم فداى تو باد ، چرا با شتاب از مكه بيرون آمدى ؟ فرمود : اگر عجله نمى كردم ، در مكه گرفتار مى شدم ودر حرم خدا كه جايگاه امن است كشته مى شدم وبه حرم خدا اهانت مى شد . . . سپس آن حضرت مى فرمايد :
اگر قضاى خداوندى همان طور كه ما مى خواهيم فرود آيد ، سپاسش مى گذاريم واگر قضاى الهى بخلاف آن چه كه ما مى خواهيم فرود آيد ، ما كه از حق ونيت حق وتقوا تجاوز نكردهايم . » [٢] مهمترين مسئلهء مربوط به قضا وقدر وتكليف
[١] لهوف ، ابن طاووس ، ص ٥٣ ونفس المهموم ، محدث قمى ، ص ١٠٠ . .
[٢] نفس المهموم ، قمى ، ص ١٠٤ . .