تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩١ - آيه
((٤٢١)) دار كى ماند به دزدى ليك آن هست تصوير خداى غيب دان
((٤٢٢)) در دل شحنه چو حق الهام داد كاين چنين صورت بساز از بهر داد
((٤٢٣)) تا تو عالم باشى وعادل قضا نامناسب چون دهد داور سزا
((٤٢٤)) چون كه حاكم اين كند اندر گزين چون كند حكم احكم اين حاكمين
((٤٢٥)) چون بكارى جو نرويد غير جو قرض تو كردى ز كه خواهى گرو ؟
((٤٢٦)) جرم خود را بر كس ديگر منه گوش وهوش خود بر اين پاداش ده
((٤٢٧)) جرم بر خود نه كه تو خود كاشتى يا جزا وعدل حق كن آشتى
((٤٢٨)) رنج را باشد سبب بد كردنى بد ز فعل خود شناس از بخت نى
((٤٢٩)) آن نظر در بخت چشم احول كند كلب را كهدانى وكاهل كند
((٤٣٠)) متهم كن نفس خود را اى فتا متهم كم كن جزاى عدل را
((٤٣١)) توبه كن مردانه سر آور به ره كه فمن يعمل بمثقال يره
((٤٣٢)) در فسون نفس كم شو غرّه اى كافتاب حق نپوشد ذره اى
((٤٣٤)) هست آن ذرّات خواطر وافتكار پيش اين خورشيد حقايق آشكار پيش حق پيدا وپيش تو نهان سرّ غيب است اين مكن فكرى در آن
آيه « قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وتَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ اَلْخاسِرِينَ ٧ : ٢٣ . » (١) ( آدم وحوا گفتند : اى پروردگار ما ، ما به خود ستم كرديم واگر تو ما را نبخشايى وبما رحم نكنى البته از زيان كاران خواهيم بود ) .
« قالَ فَبِما أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ اَلْمُسْتَقِيمَ ٧ : ١٦ . » (٢)
(١) سوره الاعراف ، آيهء ٢٢ . .
(٢) سوره الاعراف ، آيهء ١٦ . .