تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٥٦ - تفسير ابيات
تفسير ابيات اى خداى كريم واى ذو الجلال مهربان ، اى پروردگارى كه احسانت بر بندگان دايمى است وجهان هستى چون گويى در مقابل چوگان مشيت تست ، اى بخشايندهء بزرگوار واى زندهء پايدار وداراى همهء خيرات ، واى خداوند بىمثل وبىبدل ، تويى كه جزر ومد هستىام را كه ساكن وهيچ بود ، به وجود آوردى . اى خدايى كه عوامل تردد وجزر ومد روانى را براى آماده شدن به كمال به من عنايت فرمودى ، با كرم ولطف ربانيت اين ترددها واضطرابات روانى را از من باز ستان . آه ، اى داد كه مرا در همه حال مانند همهء انسانها در آزمايش فرو مى برى .
خداوندا ، تا بكى در طوفان آزمايشها كلافه وسر در گم خواهم گشت ؟ از لطف الهىات يك مذهب ويك روش براى من عنايت فرما ، من در مقابل روشهاى گوناگون وانواع تمايلات همان شتر لاغرى هستم كه پشتش از اختيار پالان شكل خويش زخم شده است ، زيرا با اندك بروز ميل يكى از دو عدل كجاوه يا ( پالان ) بيك سو كج مى شود وبا بروز ميل مخالف به سوى مقابل كشيده مى شود آيا اين است آن اختيار كه هر وقت در يك انسان ولو يك لحظه بروز كند ، به تمام جهان هستى مى ارزد ؟ خداوندا ، كريما ، رحيما ، لطيفا ،
بفكن از من حمل ناهموار را تا ببينم روضهء انوار را
مانند اصحاب كهفم گردان كه از روضهء الهىات هشيارى واقعى را بچرم ، نه اين كه سر روى بالش ناهشيارى وخواب بگذارم .
چنان كن كه وقتى به هر طرف خوابيده باشم برنگردم مگر مانند گوى بىاختيار ( يعنى از خود اختيار نداشته باشم وتنها تسليم تو باشم ) .
من صدها هزار سال به صورت ذرات در فضا بىاختيار مى پريدم ، اگر آن سرگذشت عبرت آور در بيدارىها فراموشم شده است ، حكمت بالغهء تو در حال خواب آن سرگذشت را به من نشان مى دهد ومى بينم كه
مى رهم زين چار ميخ چار شاخ مى جهم در مسرح جان زين مناح