تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٦٠ - ٢ - حركت و تحول هستى در استخدام سنت تكامل است
مى گردد ، به اضافه اين كه عقيده به عدم تكامل هستى صريحا ديده نشده است . وبهر حال پنج عقيده يا پنج احتمال بقرار زير است :
١ - جهان هستى در حال حركت وتحول رو به كمال است .
٢ - جهان هستى اگر چه در حال حركت وتحول دايمى است ، ولى هدفى به عنوان كمال در خود جهان هستى وجود ندارد .
٣ - بعضى از اجزاى جهان هستى حركت وتحول رو به كمال دارد . اين اجزاء جز جانداران اعم از انسان وساير حيوانات نيستند .
٤ - بحث از تكامل حركت وتحول در جهان هستى از نتايج ارتباط درون ذاتى انسان با برون ذاتى او ( جهان عينى هستى ) وعينكى كه انسان از شرايط ذهنى خويش مى سازد وبه چشمانش مى زند ، ناشى شده است وگر نه حركت وتحول ونتايجى كه نصيب جهان گشته است ، نه تكامل بوده ونه عدم تكامل .
٥ - خود جهان هستى در هر وضعى كه بوده باشد ، نه نمود فعلى وابتدايى آن ( پرميركار اكتريستيك ) ونه تغييرات عارض به فعليتهاى آن از ، طرف علتها ( كوزال كار اكتريستيك ) داراى تحول تكاملى نمى باشد ، بلكه اين انسان است كه با پيشرفت در انديشه وتعمق در جهان بينى مى تواند از اجزاء ومجموع جهان هستى تكامل را دريابد واين تكامل معلول حركت وتحول خود جهان هستى نيست ، بلكه معلول عظمتهايى است كه از انسان كه جهان بزرگ است به آن داده مى شود ، اين عقيده اگر چه طعم ايده آليستى مى دهد كه اصالت را با من مى داند وهستى عينى را فرع يا محصولى از آن ، ولى نوع ايده آليستى كه در اين عقيدهء پنجم مطرح شده است نبايد به آن ايده آليستى نامعقول اشتباه شود ، زيرا اين عقيده مى گويد : اصالت با من است وجهان مولود وفرعى از آن ، بلكه اين عقيده واقعيت جهان را فى نفسه مى پذيرد ، ولى امتيازى به انسان مى دهد كه ملاك پستى وكمال جهان هستى در خود جهان نيست بلكه اين ملاك را بايستى از منها جستجو كرد كه مى توانند از جهان عينى عالىترين