تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١٥ - مجاهده و رهبانيت واقعى آن است كه انسان در ميان مجتمع ناهموار باشد ، با اين حال رادمردانه زندگى كند
( پس از خرابى بصره ) .
علاء الدين جوينى اين مثل معروف را به همين ترتيب به كار برده است : « وبعد از خراب البصره دانست كه كارها به وقت بايد » [١] سوزنى شمس الدين سمرقندى مى گويد :
همچو خر سر كنم به رأى صواب از پس آن كه بصره گشت خراب
اين مثل مانند :
« بعد ما بلغ السيل الربى » ( پس از آن كه سيل به بلندى رسيد ) .
در مواردى از ندامت به كار برده مى شود كه مى بايست كارى پيش از بروز حادثهاى كه چاره پذير نيست ، انجام بگيرد .
((٤٩٠)) گفت مرغش پس جهاد آنگه بود كاين چنين رهزن ميان ره بود
((٤٩١)) از براى حفظ يارى ونبرد بر ره ناايمن آيد شير مرد
((٤٩٢)) عرق مردى آنگهى پيدا شود كه مسافر همره اعدا شود
مجاهده ورهبانيت واقعى آن است كه انسان در ميان مجتمع ناهموار باشد ، با اين حال رادمردانه زندگى كند .
زندگى در اجتماعاتى كه مطلوب آدمى نيست ، براى انسانهايى كه دايماً در حال تحصيل قدرت براى وصول به ايده آل زندگى مى باشند ، مانند استخراج جواهر گران بها از مواد كثيف ولجن مى باشد .
اين اصل قابل انكار نيست كه محيط اجتماعى در ساختن افراد يك نقش اساسى
[١] تاريخ جهانگشا - علاء الَّدين ملك جوينى ، نقل از مأخذ مزبور . .