تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٤ - ١ - نظرى به سخنان امام حسين عليه السلام از مدينه تا آخرين لحظات زندگيش در بيان كربلا
١ - نظرى به سخنان امام حسين عليه السلام از مدينه تا آخرين لحظات زندگيش در بيان كربلا .
از آن جمله : - ١ - وصيتى است كه پيش از آن كه مدينه را ترك كند به برادرش فرموده است : « به نام خداوند مهربان - اين است وصيتى كه حسين بن على به برادرش محمد بن الحنفيه نموده است : حسين به وحدانيت خداوند بىهمتا شهادت مى دهد وشهادت مى دهد به اين كه محمد صلى الله عليه وآله ، بنده وفرستاده شدهء بر حق از نزد او است وبه اين كه بهشت ودوزخ ورستاخيز حق است وترديدى در آن نيست وخداوند همهء مردگان را محشور خواهد فرمود . من حسين بن على براى تبهكارى وطغيانگرى وافساد وستمگرى خروج نكردهام ، بلكه قيام من براى اصلاح امت جدم پيامبر صلى الله عليه وآله وقصد من امر به معروف ونهى از منكر وسير در مسير جدم پيامبر خدا وپدرم على بن ابى طالب است . اگر كسى اين حركت واقدام مرا از روى حق پذيرفت ، خداوند شايسته تر است به حق وحقيقت واگر كسى مرا نپذيرفت ، صبر وتحمل خواهم كرد تا خدا ميان من وقوم ستم كار حكم كند واو است بهترين حكم كنندگان .
اى برادر ، اين است وصيت من ، توفيق من در اختيار كسى جز خدا نيست ، توكلم بر او وباز گشتم به سوى او است . » [١] مطلبى را كه از جملات فوق در افق مثنوى مى توان مورد بهره بردارى قرار داد : لزوم استقلال شخصيت آدمى در مقابل تبهكارىها وپليدى وجهالت جمعيتها وكوشش در راه اصلاح آنها است .
٢ - در مكه جمعيتى را كه در پيرامون او بودند وساير افرادى كه مى خواستند بدانند حسين چه مى خواهد وچه برنامهاى را در نظر دارد ، جمع كرده خطبهاى خوانده است كه اين جملات در آن ديده مى شود :
[١] مقتل العوالم ، نقل از مقتل الحسين عليه السلام ، عبد الرزاق مقرم - ص ١٣٩ و ١٤٠ . .