تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٦٦ - ٥ - حركت و تحول بدون فرض عاملى كه ما فوق حركت و سكون است ، قابل قبول نيست
از يك من تجاوز نمى كند ودو من وچهار ميليارد من نمى گردد ؟ يقينا چنين استلزامى تا كنون ديده نشده است ، با اين كه با مشتى از معلومات هراكليد را مى بينيم كه يك حقوق جهانى براى همهء انسانها حدس مى زند وآن را مى پذيرد .
پس ما از روى اين گونه مشاهدات مى توانيم اين نتيجه علمى را بگيريم كه درك آغاز وانجام جهان هستى وحركت وتحولى كه در آن وجود دارد از هر نوع وكيفيتى هم كه بوده باشد ، اگر جهان همين است كه ديده مى شود ضررى به آدم شدن ما نخواهد زد .
لذا آنان كه از قرن هيجدهم به اين طرف نشسته وبا پرستش ورجز خوانى در باره علم وجهان بينى ، آدم شدن را معلول گسترش علم معرفى مى كنند ، در حقيقت عامل عقب ماندگى انسانيت را با همان رجز خوانى وعلم پرستى به وجود مى آورند وهر سقوط وبدبختى را كه دامن گير بشر مى گردد به جهل ونقص معلومات او مستند مى دارند ، در صورتى كه اين افكار نيرومند مى دانند كه دانش در هيچ دورهاى يك صدم دانشمندهايش را در بارهء آدم شدن وتكامل عملا نشان نمى دهد .
همصدا با داستايوسكى : روى اين جمله اصرار خواهيم ورزيد كه دانش پرستى وتكيه بر دانش مادامى كه انسان به تكامل روانى نايل نگشته است ، در غير ميدان عمل جز تفنن ولوكس بازىهاى تسليت آميز چيز ديگرى نخواهد بود .
٥ - حركت وتحول بدون فرض عاملى كه ما فوق حركت وسكون است ، قابل قبول نيست .
هر دمى از وى همى آيد الست جوهر واعراض مى گردند مست گر نمى آيد بلى زايشان ولى آمدنشان از عدم باشد بلى [١] اين جهان چون حسن به دست باد غيب عاجزى پيشه گرفت از داد غيب
[١] دفتر اول ، ص ٤٣ ب ٥٢ و ٥٣ . .