تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠ - موضوع چهارم - آيا ادبيات گذشتگان توانسته است ارزشهاى اخلاقى و زيبايى شناسى را نه تنها در قفسهء كتابها بلكه در زواياى قلوب ما نيز حيات جاودان ببخشد ؟
به مرحلهء پستى كه سپرى كرده است بر نمى گردد ، بيا تو هم اى انسان ، پس از طى مراحل كمال ، عشق به حيوانيت مورز .
اين صدا در كوه دلها بانگ كيست گه پر است از بانگ اين كُه گه تهى است هر كجا هست آن حكيم اوستاد بانگ او از كوه دل خالى مباد
٦٤ - صداهاى شور انگيزى كه در اعماق وجدان شما طنين مى اندازد وشما را از خيال نيستى وبىهودگى بر حذر مى دارد ، تنها آهنگ اساسى جهان است ، بىاعتنايى به آن صداهاى وجدانى بدترين مبارزه با خويشتن است .
اى برادر عقل يك دم با خود آر دم بدم در تو خزان است وبهار ساعتى گرگى درآيد در بشر ساعتى يوسف رخى همچون قمر
٦٥ - تماشا گهى بس عظيم ودر عين حال هولناك در درون بشرى است ، كه حتى بزرگترين انسان شناس را خيره ومبهوت مى سازد . منشأ اين تضاد وقانون هماهنگ ساختن آن را كشف كنيد .
مى دهند افيون به مرد زخممند تا كه پيكان از تنش بيرون كنند چون به هر ميلى كه دل خواهى سپرد از تو چيزى در نهان خواهند برد
٦٦ - موجوديت آدمى در مجراى محاسبه شدهء هستى هر چه كه بگيرد ، در مقابلش چيزى بايد پس بدهد .
موج خاكى فكر ووهم وفهم ماست موج آبى صحو وسكر است وبقاست
٦٧ - آرى ، اين انديشه ها وتوهمات وفهم وتعقل موج يا جلوهاى از ماده است ، من اين را منكر نيستم ، ولى محبوس ساختن ومتوقف كردن انسان را در همين موج ماده به طور جدى انكار مى كنم ، سر راهش را نگيريد وبگذاريد موج ديگرى بزند ودر حوزهء جاذبيت ربوبى بيافتد .
نقش مى بينى كه در آيينهاى است نقش توست آن ، نقش آن آيينه نيست
٦٨ - اجتماع وقلمرو طبيعت آيينه ايست كه نتيجهء كار انسانها را منعكس