تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٤٥ - اختيار سطحى و فريبنده چونان پالان شتر است كه بدون خود به اين سو و آن سو كج مى شود و پشت شتر را زخمى مى كند آيا اين است آن اختيار كه هر وقت در يك انسان و لو يك لحظه بروز كند به تمام جهان هستى مى ارزد ؟
جلال الدين از خداوند مى خواهد كه با روش واحد گام در سلوك الى الله بگذارد واين نكته از آن اصل سرچشمه مى گيرد كه مى گويد :
نقطهء مركزى دايره بيش از يك نقطه نيست .
حق واحد است ، زيرا از واحد است وبه واحد منتهى مى شود ، بنا بر اين توجيهاتى كه جلال الدين در اتحاد مذاهب مختله انجام مى دهد ، بايد جدا مورد تامل وتاويل قرار داد ، به اين كه گفته شود : مقصود جلال الدين از وحدت تمام مذاهب وروشها كه به سوى آن تحريك وتشويق مى كند ، نيت پاك به معنا ونتيجهء نهايى آنها ( گرايش وانجذاب به حقيقت مطلق ) است كه در آن اتحاد دارند . آن نيت پاك اگر معلول جهل مركب ولجاجت در مقابل حقيقت نباشد .
((٢١٤)) اشترىام لاغر وهم پشت ريش زاختيار همچو پالان شكل خويش
((٢١٥)) اين كژاوه گه شود اين سو گران آن كژاوه گه شود آن سو كشان
((٢١٦)) بفكن از من حمل ناهموار را تا ببينم روضهء انوار را
اختيار سطحى وفريبنده چونان پالان شتر است كه بدون خود به اين سو وآن سو كج مى شود وپشت شتر را زخمى مى كند . آيا اين است آن اختيار كه هر وقت در يك انسان ولو يك لحظه بروز كند به تمام جهان هستى مى ارزد ؟
تشبيهى كه جلال الدين در باره ى اختيارهاى سطحى وفريبنده ونظارت وسلطهء واقعى من به دو قطب مثبت ومنفى كار بيان مى كند ، واقعا عالى است . مى توان گفت : با نظر به معنايى كه جلال الدين تشبيه مزبور را آورده است ، نظيرء به آن تشبيه ديده نمى شود ، توضيح اين كه - اگر درست دقت كنيم ، خواهيم ديد كه : مطابق درجات من انسانى از جهت عظمت وحقارت وبا توجه به شدت وضعف انگيزگى عوامل