تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٤٣ - مناجات و پناه جستن به حق از فتنهء اختيار و اسباب آن و بيان شكوهيدن و ترسيدن آسمان و زمين از اختيار
چند گويم من تو را كاين انگبين زهر قتّال است زان دورى گزين ليك تلخ آمد تو را گفتار من خواب مى گيرد تو را ز انذار من خواجه آخر يك زمان بيدار شو وز حيات خويش برخوردار شد هين روش برگير وترك ريش كن در فنا ونيستى تفتيش كن
« وتَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وهُمْ رُقُودٌ ونُقَلِّبُهُمْ ذاتَ اَلْيَمِينِ وذاتَ اَلشِّمالِ وكَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْه بِالْوَصِيدِ لَوِ اِطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِراراً ولَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً ١٨ : ١٨ » [١] ( وتو گمان مى كردى كه آن اصحاب كهف بيدارند ، در حالى كه آنان به خواب رفته بودند وما آنان را به راست وبه چپ بر مى گردانديم وسگشان در آستانهء آن غار دستهايش را دراز كرده بود . اگر از آنان مطلع مى گشتى روى گردانيده وفرار مى نمودى واز وضع غير طبيعى آنان رعب وهراس وجودت را پر مى كرد ) .
« يا مَعْشَرَ اَلْجِنِّ واَلإِنْسِ إِنِ اِسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ اَلسَّماواتِ واَلأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطانٍ ٥٥ : ٣٣ » [٢] ( اى طايفه جن وانس ، اگر توانستيد از اقطار آسمانها وزمين نفوذ كنيد ، شما نمى توانيد نفوذ كنيد ، مگر با سلطهاى كه خدا به شما عنايت كند ) .
« وإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا ١٩ : ٧١ » [٣] ( نيست از شما مگر اين كه به دوزخ وارد خواهد شد ( عبور خواهيد كرد ) اين قضاى حتمى از خداى تو است . )
[١] سوره الكهف ، آيهء ١٨ . .
[٢] سوره الرحمن ، آيهء ٣٣ . .
[٣] سوره مريم ، آيهء ١٧ . .