تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٠ - آمدن ضرير به خانهء پيغمبر صلى الله عليه و آله و گريختن عايشه و پنهان شدن
آمدن ضرير به خانهء پيغمبر صلى الله عليه وآله وگريختن عايشه وپنهان شدن [١]
((٦٧٠)) اندر آمد پيش پيغمبر ضرير كاى نوا بخش تنور از هر خمير
((٦٧١)) اى تو ميرآب ومنت مستسقيم مستغاث المستغاث اى ساقيم
((٦٧٢)) چون درآمد آن ضرير از در شتاب عايشه بگريخت بهر احتجاب
((٦٧٣)) زان كه واقف بود آن خاتون پاك از غيورى رسول رشكناك
((٦٧٤)) هر كه زيباتر بود رشكش فزون زان كه رشك از ناز خيزد يا بنون
((٦٧٥)) گنده پيران شوى را قمّا دهند چون كه از پيرى وزشتى آگهند
((٦٧٦)) چون جمال احمدى در هر دو كون كى بدست اى فرّ يزدانيش عون ؟
((٦٧٧)) نازه هاى هر دو كون او را رسد غيرت آن خورشيد صد تو را رسد
((٦٧٨)) كه درافكندم به كيوان گوى را در كشيد اى اختران زو روى را
((٦٧٩)) در شعاع بىنظيرم لا شويد ور نه پيش نور من رسوا شويد
((٦٨٠)) از كرم من هر شبى خفاشوار پر زنان پرّيد گرد اين مطار
((٦٨٢)) همچو طاوسان پرى عرضه كنيد باز سست ومنكر ومعجب شويد
((٦٨٣)) بنگريد آن پاى زشت از امتياز همچو چارق كاو بود شمع اياز
((٦٨٤)) رو نمايم صبح بهر گوشمال تا نگرديد از منى زاهل شمال
((٦٨٥)) ترك كن زيرا دراز است اين سخن نهى كرده ست از درازى امر كن
تفسير ابيات مرد نابينايى به خانه پيامبر وارد گشت ومى گفت : اى پيامبرى كه از هر خمير تنورى را نوايى مى بخشى ، اى تو مير آب ومن مستسقى تو ، اى ساقى عزيزم ، به تو پناهنده
[١] اين روايات بنا به نقل از ابو الفتوح رازى در تفسير ج ٤ ص ٣٢ وعدهء فراوان از راويان در بارهء فاطمهء زهرا ، دختر پيامبر اكرم عليهما السلام وارد شده است . .