تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٢ - تفسير ابيات
قبا ] آيا انسان عاقل چنين ستمى را بر خود روا مى دارد ؟ جاى خنده نيست .
اگر مى دانستى كه من چه كارى براى تو انجام مى دهم ، به جاى خنده ، خون گريه مى كردى .
بس است اى ترك مست ، خنده را رها كن ، زيرا عمرت سپرى مى شود ورو به سقوط مى روى .
وقتى كه خياط قبا را دوخت وبر زمين گذاشت ، ترك بدبخت اسبى را كه گرو گذاشته بود باخت واز دست داد ، زيرا قطعات زيادى از پارچهء قبا را در موقع خود باختگى ترك با قهقهه ها دزديده بود .
اكنون مخلص اين داستان را در بارهء تو تطبيق مى كنم :
مثل تو اى انسان بىخبر از خود ، مثل همان ترك ساده لوح وجهان غدار وحيله گر به منزلهء آن خياط دزد است .
اطلسى كه بايد قبايى از آن دوخته شود ، عمر گران بهاى تست كه در راه خنده هاى جاهلانه ات پاره پاره كرده وخرج نمودى . آن افسانه وافسونهاى مضحك هم شهوات وهوا وهوسهاى تست ، روزان وشبان مقراض قباى عمر تو مى باشد وخنده هاى پى در پى غفلت مرگزاى تو ، واسبى را كه به رهن گذاشتهاى ايمان تست . شيطان هم در كمين نشسته وهر لحظه به رهزنى خود مشغول است . آه آه .
اطلس عمرت به مقراض شهور برد پاره پاره خياط غرور
وتو همواره در آرزوى آن بسر مى برى كه ستارهء آسمانى با سعد خود تو را بخنداند ودر لذت فرو برد از تربيع [١] وكينه ووبال ستارگان به وحشت مى افتى و
[١] تربيع اول ماه ( قمرى ) در شب هفتم هر ماه صورت مى گيرد ونصف نيم كرهء روشن ماه را اهل زمين رؤيت مى كنند . تربيع دوم ماه در شب بيست ويكم صورت مى گيرد . . فرهنگ فارسى ، دكتر محمد معين ، ج ١ ص ١٠٦٣ ودر پاورقى مثنوى آقاى موسى نثرى ، تربيع آن است كه ميان دو ستارهء سيار ، ٩٠ درجه يا سه برج فاصله باشد كه ربع دايرهء فلكى است . .