تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٦ - آيه
((١٢٠٦)) هر دو چون در بعد وپرده مانده اند يا سيه رو يا فسرده مانده اند
((١٢٠٧)) چون نوشتى بعضى از قصهء هلال داستان بدر آر اندر مقال
((١٢٠٨)) آن هلال وبدر دارند اتحاد از دويى دورند واز نقص وفساد
((١٢٠٩)) آن هلال از نقص در باطن بريست او به ظاهر نقص تدريج آوريست
((١٢١٠)) درس گويد شب به شب تدريج را در تأنى بردهد تفريج را
((١٢١١)) در تأنى گويد اى عجول خام پايه پايه بر توان رفتن به بام
((١٢١٢)) ديگ را تدريج واستادانه جوش كار نايد قليهء ديوانه جوش
((١٢١٣)) حق نه قادر بود بر خلق فلك در يكى لحظه به كن بىهيچ شك
((١٢١٤)) پس چرا شش روز آن را بركشيد كل يوم الف عام اى مستفيد
((١٢١٥)) خلقت آدم چرا چل صبح بود اندر آن گِل اندك اندك مى فزود
((١٢١٦)) خلقت طفل از چه اندر نه مه است زان كه تدريج از شعار آن شه است زين سحر تا آن سحر سالى مرار تا به آخر يافت اين صورت قرار
((١٢١٧)) نى چو تو اى خام كاكنون تاختى طفلى وخود را چو شيخى ساختى
((١٢١٨)) بردويدى چون كدو فوق همه كو تو را پاى جهاد وملحمه ؟
((١٢١٩)) تكيه كردى بر درختان وجدار بر شدى اى اقرعك هم قرعوار
((١٢٢٠)) اول ار شد مركبت سرو سهى ليك آخر گشت بىمغز وتهى
((١٢٢١)) رنگ سبزت زرد شد اى قرع زود زان كه او گلگونه بود اصلى نبود
آيه « إِنَّه لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ . فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ . لا يَمَسُّه إِلَّا اَلْمُطَهَّرُونَ ٥٦ : ٧٧ - ٧٩ » (١) ( به تحقيق او قرآن كريم است . در كتابى پوشيده ومخفى . دست به او نمى زند مگر پاكان وطهارت يافتگان ) .
« إِنَّ رَبَّكُمُ الله اَلَّذِي خَلَقَ اَلسَّماواتِ واَلأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اِسْتَوى عَلَى
(١) سوره الواقعه ، آيهء ٧٧ و ٧٨ و ٧٩ . .