تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٥٠ - تفسير ابيات
مى دارى وبه كسى ستم روا مدار چنانكه خود نمى خواهى ديگران به تو ستم روا بدارند ونيكويى كن چنانكه دوست مى دارى كه به تو نيكويى كنند . آن چه را كه از ديگران قبيح وزشت مى بينى ، همان را از خودت هم قبيح وزشت تلقى كن وآن چه را كه براى خود خوش ومورد رضايت قرار دادهاى ، بر ديگران هم خوش ومورد رضايت قرار بده ) .
« من حفر بئرا لاخيه وقع فيه » .
( كسى كه چاهى به برادرش بكند ، خود در آن مى افتد ) .
توضيح - روايت بودن اين جمله ثابت نشده است ، ولى مضمون آن موافق آيهاى در قرآن است :
« اِسْتِكْباراً فِي اَلأَرْضِ ومَكْرَ اَلسَّيِّئِ ولا يَحِيقُ اَلْمَكْرُ اَلسَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِه ٣٥ : ٤٣ . . . » [١] ( نفرت آن تبهكاران از ايمان روى تكبر ونخوت در روى زمين بود ، حيله گرىهاى ناشايست احاطه نمى كند مگر به خود صاحبان آن حيله گرىها ) .
تفسير ابيات بيمار مانند كسى كه مى خواهد رازى را در گوش بگويد ، به نزديكى قاضى آمد وسيلى را به پشت گردن قاضى نواخت وسپس رو به صوفى وقاضى كرده گفت : اى دو خصم من ، زود باشيد هر يك سه درهم مرا بدهيد ، تا بدون پرخاش واشكال وعيب ، آزادانه دنبال كار خود بروم . قاضى از سيلى بيمار سخت خشمناك گشت .
صوفى فورا اعتراض خود را شروع كرد كه آقاى قاضى ، حكمى كه در بارهء من كرده بودى بدون شك دادگرانه بود وهيچ خطا وگم راهى نداشت اى شيخ دين ، آن چه را كه به خود نمى پسندى به ديگران هم مپسند . مگر نمى دانى كه چاهى را كه براى من مى كنى ، روز ديگر تو خود در آن چاه سرنگون خواهى گشت ؟ اگر اين خبر را خواندهاى چرا به آن عمل نمى كنى ؟ اين سيلى كه
[١] سوره فاطر ، آيهء ٤٣ . .