تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٠٤ - آيه
روايت
بيانديش ، اگر ديدى انديشه ات جامد گشته است ، به ذكر خداوندى بپرداز تا انديشه ات را به حركت درآورد
اَلسَّماواتِ واَلأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ اَلنَّارِ ٣ : ١٩١ . » [١] ( خردمندان كسانى هستند كه خدا را ايستاده ونشسته وبر پهلو افتاده بياد مى آورند ودر آفرينش آسمانها وزمين مى انديشند [ ومى گويند : ] اى پروردگار ما ، اين جهان هستى را بىهوده نيافريدهاى ، پاكيزه پروردگارا ، ما را از عذاب آتش حفظ فرما . ) روايت « ما من احد يموت الا ندم ، انكان محسنا ندم ان لا يكون ازداد ، وانكان مسيئا ندم ان لا يكون نزع » [٢] ( هيچ كس نمى ميرد مگر اين كه پشيمان از دنيا مى رود ، اگر نيكو كار باشد پشيمان مى شود كه چرا بر نيكو كاريش نيافزود ، واگر بد كار باشد از پايان زندگى وجان كنش پشيمان واندوهگين مى گردد ) [ كه چرا زندگى را بدون نتيجه به باد فنا داد ]
((١٤٧٥)) اين قدر گفتيم باقى فكر كن فكر اگر جامد بود رو ذكر كن
((١٤٧٦)) ذكر آرد فكر را در اهتزاز ذكر را خورشيد اين افسرده ساز
بيانديش ، اگر ديدى انديشه ات جامد گشته است ، به ذكر خداوندى بپرداز تا انديشه ات را به حركت درآورد شايد اين توصيهء جلال الدين به انديشه بازان حرفهاى نامعقول جلوه كند ونتوانند حقيقت آن را دريابند ، با آن شرايط ذهنى خشك كه آنان به جهان
[١] سوره آل عمران ، آيهء ١٩١ . .
[٢] حلية الاولياء ، ابو نعيم اصفهانى ، ج ٨ ص ١٧٨ - جامع الصغير ، سيوطى ، ج ٢ ص ٣٥٧ . .