تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٣ - آيا تردد در سر چند راهىها دليل اختيار است ؟
نداشته ، وموجب ترديد در انتخاب يكى از آن راه ها باشد ، آيا خود اين ترديد دليل اختيار است يا انتخاب يكى از آنها بدون ترجيح ؟ جلال الدين خود ترديد را دليل اختيار معرفى مى كند ودر ابيات بالا صريحا گفته است : كه
پس تردد را ببايد قدرتى ور نه آن خنده بود بر سبلتى
ولى به نظر مى رسد خود تردد نمى تواند پديدهء اختيار را اثبات كند ، زيرا عدم ترجيح ونداشتن مزيت در يكى از راه ها كه به هدف مى رسانند ، حالتى مانند ميعان روانى در مغز ما ايجاد مى كند كه هيچ يك از راه هاى مفروض نمى تواند آن ميعان را در خود بخشكاند ، نه اين كه در اين موقع سلطه ونظارتى از « من » به دو قطب مثبت ومنفى راه ها به وجود مى آيد ، ما اين تردد عملى را در افعال منعكس شرطى كه پاولوف مورد تجربه قرار داده است ، مشاهده مى كنيم ومى بينيم كه حيوان هم در موقع تساوى انگيزه ها گيج وكلافه مى شود ، نهايت امر اين است كه انسان به جهت داشتن خود دارى قوىتر مى تواند مدتى در حال شك وترديد بسر ببرد وبه موازنهء انگيزه ها بپردازد ودر صورت تساوى اگر هدف مفروض حياتى وفورى نباشد مدتى با همان ترديد بماند .
بلى ، موضوع ترجيح در تساوى راه ها فوق العاده اهميت دارد ، زيرا در آن موارد كه سر چند راهى مى رسيم وپس از همه گونه دقت وبررسى هيچ ترجيحى در يكى از آن راهها بر ديگرى نمى بينيم ، مخصوصاً در آن مواقع كه وصول به هدف حياتى وفورى نيست ، بدون شك ما يكى از آن طرق را انتخاب مى كنيم ورو به هدف مى رويم ، بدون آن كه كمترين مزيتى بر طرق ديگر داشته باشد .
بعضى از متفكرين مى گويند . در اين موارد خود اراده است كه موجب ترجيح يكى از طرق مفروض مى گردد ، ولى اين مطلب به نظر ما صحيح نيست ، زيرا بروز خود اراده كه يكى از پديده هاى روانى ما است اگر علت بوده باشد ، بايستى به تصادف امكان ناپذير معتقد شويم واگر ناشى از علتى است ، آن علت چه درونى