تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٠ - منظرهء عاشورا از ديدگاه هاى مختلف
دفاع از حقوق انسانها در حال انجذاب به حوزهء جاذبيت بينهايت بزرگ با اين سروش حيات بخش است :
« الا ترون ان الحق لا يعمل به ، وان الباطل لا يتناهى عنه وانى لا ارى الموت الا سعادة . . » .
( مگر اى انسانها ، نمى بينيد كه حق مورد عمل نمى شود واز باطل اجتناب نمى ورزند ؟ من مرگ در راه دفاع از حق وريشه كن كردن باطل را چيزى جز سعادت بينم ) .
٤ - يزيد وپيروانش كه شمر جنايت كار جايگاه فاضلات تمام پليديهاى آنان بود ، سرشار تمناهاى حيوانى ، غوطه ور در دريايى از لذت اجراى پليديها وتبهكارىهاى پيشوايانش .
٥ - منظرهء شگفت انگيز عاشوراى حسين براى ابن خلدونها كه مى كوشند خدا وخرما را بدون تعديل وتفسير خرما ، در دلهاى آدميان جاى بدهند ، مخلوطى از اشتباه قابل اغماض وحق وحقيقت ابدى مى نمايد . ٦ - گروه ديگرى از تماشاگران صحنه پر آشوب تاريخ داريم كه به جاى آن كه قدم در راه تعديل طبيعت مادى بشر بردارند ، در تقويت وامضاى طبيعت مادى بشر فلسفه ها مى بافند ومى گويند : « انسان گرگ انسان است » واصل تنازع در بقاء حكم فرماى مطلق هستى است منظرهء عاشورا براى اين گروه يك منظرهء كاملًا طبيعى بوده ونه تنها جاى شگفتى نيست ، بلكه اگر با آن شرايط وعوامل كه در آن دوران وجود