تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٩ - اگر از اعماق جان لبيك بگويى ، بدان كه ندايى از خداوند ذو الجلال به اعماق جانت طنين انداخته است و اگر از ته دل نداى الله الله گفتى بدان كه لبيكى از خداوند ته دل تو را شورانيده است
مضمون اين ابيات با ابيات مورد تحليل دو مضمون عالى را در بر دارد :
يك - هنگامى كه ديدى : لبيكى به زبان تو از اعماق جانت جارى مى شود ، بدان كه پاسخ ندايى است كه در اعماق جانت طنين انداخته است .
دو - وقتى كه ديدى الله الله به زبان تو از ته دل جارى مى گردد ، بدان كه لبيكى از خداوند ته دل تو را شورانيده است . شايد هر دو مضمون براى كسانى كه رابطهء خود را با خدا كه نزديكترين حقيقت به انسان است ، بريدهاند ، بسيار بعيد وغير قابل هضم جلوه كند ، ولى هر دو مضمون وصدق آن در دلهاى پاك آدميان آشكارتر از آن است كه احتياجى به گفت گوى زيادى داشته باشد . قابل تصور وپذيرش بودن هر دو مضمون را در يك مثال ساده مى توان توضيح داد :
تا آب بدانهء زير خاك نرسد ، پا به مرحلهء روييدن نمى گذارد وتا دانه استعداد روييدن نداشته باشد ، مثلًا در مسافت دور از جريان آب قرار بگيرد ، يا قدرت دفع آفت نباتى را در خود نداشته باشد يا آب به او نمى رسد ، يا جريان آب به آن سودى نمى بخشد .
تنها تفاوت مثال با دو مضمون انسانى در اين است كه انسان به اضافهء استعداد لبيك گفتن ، بايد بخواهد كه لبيك بگويد ، در اين صورت لبيك گفتن او كشف مى كند كه خود را در مجراى نداى الهى قرار داده است . والله گفتن او كشف مى كند كه خود را در مجراى لبيك الهى نهاده است . پس با نظر به اين كه نداى الهى ولبيك او بر بندگانش در همهء عالم هستى طنين انداز است ، خود محرك لبيك والله گفتن انسان است .