تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤١ - خداوند از بندگانش چه مى گيرد و به بندگانش چه مى دهد ؟
ابديت به راه مى افتد . سپس پاداش گفتار ما دو برابر به سبب رحمت كردار ذو الجلال به سوى ما مى آيد . بار ديگر خداوند با آن پاداش ما را به گفتار وكردار نيك وادار مى كند ، تا بندهء خدا به آن چه كه مى تواند نائل گردد .
بدينسان كلمات طيبه از ما صعود مى كند ورحمت وپاداش الهى به عنوان عوض فرود مى آيد اين امر دوام دارد ) .
در نظر سطحى ميان پاسخ سؤال مزبور در عنوان دفتر اول با ابيات دفتر ششم كه هم اكنون مورد تحليل ما است ، متناقض جلوه مى كند .
زيرا در ابيات مورد تحليل ، منظور جلال الدين اين است كه آن چه كه خدا از بندگان مى گيرد جسم ومظاهر فانى جسم است ، بلكه پليدىها را از ما مى ستاند ودر مقابلش نور وجدانى بسيار روشن عطا مى فرمايد ، در صورتى كه در ابيات دفتر اول مى گويد : كلمات طيبه ( گفتار وكردار پاك ) را از بندگان مى گيرد وپاداش نيكو مى دهد .
اين يك نظر سطحى است در مطالب جلال الدين . زيرا مقصود از ابيات مورد تحليل اين است كه آن چه را كه خداوند در مقابل گفتار وكردار بندگانش عنايت مى كند قابل مقايسه با آن گفتار وكردار نيست .
اگر فرض شود كه خوبى گفتار وكردار بندگان از نظر ارزش وعظمت بىنهايت بوده باشد ، با اين حال با نظر به نيازى مطلق خداوندى كه جريان را از معامله وسوداگرى بركنار مى كند ، در مقابل پاداش الهى بس ناچيز وغير قابل مطرح كردن است . اين پاداش الهى غير از گروهى از پاداشها ومجازاتها است كه عكس العمل ونتيجهء خود گفتار وكردار است كه جلال الدين در مباحث تبدل اعراض وجواهر به بهترين وجهى مطرح كرده است .
خلاصه فرق است ميان عكس العمل ونتيجهء گفتار وكردار آدمى وپاداشى كه مولود فضل وعنايت خداوندى است .
گروه اول در مجراى محاسبهء دقيق رياضى است :