شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٩٦
بايد اذعان نمود كه سهم شيخ رئيس- در مباحث مربوط به نفس ناطقه انسانى و كيفيت ادراكات نفس و نحوه وجود مدركات نفس از عقليات و ادراكات جزئيه و كيفيت ارتباط صور ادراكى حاصل از براى نفوس و نحوه رسوخ اين صور در نفس، و بالأخره نحوه وجود مقامات نفس و مدركات آن و كيفيت اتحاد صور ادراكى با نفس- و قسط اين فيلسوف عظيم- از مقامات و مراتب نفس و نحوه وجود آن در عوالم ملكوتى و كيفيت هبوط و نزول آن از ملكوت وجود و نحوه رجوع آن نيز به ملكوت وجود و حالات و كيفيات نشآت بعد از دنيا و نحوه رجوع آن به حق، و مرحله ظهور و بروز آن در قيامت صغرى و كبرى و حالات متوارد بر آن از بعث و نشر و كيفيت نيل نفوس به نتايج اعمال و ثمرات احوال- نسبة كم است. و در كثيرى از مباحث عالى نفس، مطالب قابل توجهى نياورده است. و به واسطه انكار جهت تجسم نفس به صورت بدن و نفى تجرد برزخى نفس و اعتقاد به انحصار تجرد به تجرد عقلانى، از حل مشكلات و عويصات عاجز مانده و در بسيارى از مقامات به ذكر مطالب سطحى اكتفا نموده است [١]، و در كيفيت تأثير تكميل عقل عملى در علم و معرفت و نحوه ظهور اعمال و بروز نيات در آخرت، مطالب او متحمل مناقشات زياد است. علت اين امر آن است كه عصر شيخ، زمان نضج حكمت و فلسفه به نحو كامل نبود. و اين شيخ اعظم است كه مباحث فلسفى را
[١]بايد توجه داشت كه مطالب مذكور، ذرهاى از عظمت شيخ كم نمىنمايد. دوران شيخ و عصر او، زمان اوايل ظهور فلسفه در دنياى اسلامى است و شيخ با وسايل ناقصى كه در دست داشته است، به واسطه استعداد و نبوغ بىنظيرى كه دارا بود، بهترين آثار را از خود باقى گذاشت. رئيس بدون آن كه محضر استاد فيلسوف مسلّمى را درك نمايد به قدرت فكرى خود بهترين آثار را در حكمت و فلسفه به وجود آورد و سهم او در تدوين آثار فلسفى و حكمى و اشاعه مطالب عقلى بيش از ديگران است.
شيخ اشراق در مباحث ربوبى و مباحث نفس، مطالب تازهترى آورد و راههاى ديگرى نيز در تحقيق معضلات نشان داد، ولى تأثر او از افكار و عقايد رئيس و حق شيخ رئيس بر او و ديگران در تدوين كتب و منظم و مرتب نمودن معضلات، قابل انكار نيست.