شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٤١٨
سائل در مقام تقرير همين مطلب، در سؤال خود از حكيم سبزوارى گفته است:
«قلت: الكلام في الصور الخيالية كالكلام في الأول، إذ التكثّر إمّا أن يكون بالمواد و عوارضها، أو بالفاعل، أو بالغاية. أمّا المواد و عوارضها بما هي عوارضها فهو منتف عنها؛ لبراءتها، و فاعلها أمر واحد هو النفس و غايتها أيضا كذلك، فبم التكثّر [١]
ملا صدرا و اتباع او در مقام جواب اين شبهه گفتهاند: فاعل صور خيالى، نفس انسانى است. و نفس، در مقام ادراك خياليات [٢] يعنى صور خيالى، امر واحدى است كه به انضمام ادراكات مختلف و به اعانت از صور خارجيه و مشاهده امور جزئى خارجى بر طبق صور خارجى، در صقع داخلى خود اين صور را ايجاد مىنمايد. و اين صور، قيام صدورى به نفس دارند و اختلاف صور موجود در نفس از حيث بزرگى و كوچكى و همچنين از
[١]افلاك را حكماى قديم، نوع منحصر به فرد مىدانستهاند و گفتهاند ماده افلاك، مقتضى اين معناست. در اينجا هم مباحثى است كه در جاى خود بيان شده است، چون بطلان اعتقاد به فلكيات مختار علماى هيئت قديم بنا بر اصولى كه محققان از علماى جديد تأسيس نمودهاند، اظهر از شمس است، بحث در پيرامون آن در اين مورد بىمعناست.
[٢]نظر به آن كه اصل وجود نفس و مرتبه ذات آن اگر چه مجرد تام است (در صورتى كه به مرحله عقل بالفعل رسيده باشد)، ولى فاعل صور خيالى و اقدار مساحيّه، مرتبه ثانى نفس است كه همان وجود نفس در مقام ادراك جزئى خيالى باشد و اين مرتبه، خود، داراى تجرد برزخى است و چون اين مرتبه از نفس نيز به ماده اتّكا ندارد و حلول در ماده با تجرد منافات دارد، داراى جهت فاعلى و صاحب خلاقيت است. و چون نفس، خود، داراى جهت تجرد برزخى است و نسبت به مقام عقلانى نفس، داراى تكثر مىباشد، به انضمام ادراكات جزئى حاصل از شهود امور خارجى، فاعل صور اشباحى است. و اين ادراكات جزئى حاصل از امور خارجى، براى ايجاد صور خيالى علل معدّه است. و نفس غير مستكفى بالذات، محتاج به جهات اعدادى است نه آن كه ادراكات جزئى، علت اصلى حصول صور مجرد به تجرد خيالى باشد.