شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ١٩١
در مباحث گذشته تقرير نموديم كه نفوس، در مقام رجوع به عالم آخرت، حامل نتايج اعمال و نيات و افكار خود مىباشند. و آنچه كه در نشأت دنياوى كسب نمودهاند از كمالات علمى و عملى، يا صفات و نيات مبدأ شرور و اعدام، مبدأ لذّات يا آلام آنان خواهد بود.
و نيز بيان شد كه بر طبق درجات و مراتب نيات و اعمال و افكار و حصول تجسم حاصل از اعمال و افكار در باطن نفوس، مراتب و درجات ارواح بعد از خراب دنيا و بوار عالم ماده، مراتب حشر و معاد و درجات لذات و آلام آنان تعيين مىشود.
و نيز بيان نموديم كه هر عملى از اعمال انسانى كه از نيت و قصد و اراده منبعث مىشود، اثرى از آن در غيب وجود انسان باقى مىماند.
و نيز تقرير نموديم كه اثر هيچ فعلى، از لوح وجود نفس زايل نمىشود و مخفى نمىماند؛ چه آن كه آخرت و قيامت، يوم تبلى السرائر و روز ظهور بواطن است. آنچه در اين عالم پنهان است، در آخرت به حسب نحوه وجود، عيان و ظاهر مىشود.
و نيز تقرير نموديم كه تكرر اعمال از خوب و بد، زشت و زيبا به تدريج، زمينه تجسم آن را در لوح روح فراهم مىسازد و كم كم روح انسانى به صورت مناسب عمل و نيت متصور و به حقيقت واقعى آن متجسم خواهد شد، لذا يكى از تأويلات كريمه «إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ» همان متصور شدن نفوس انسانى است به صورت اعمالى كه از او در دنيا سر زده و آن اعمال با اخلاق حيوانات و وحوش ملازم بوده است، چه آن كه شخص متكبر، به صورت پلنگ و دلقك، به صورت ميمون و هكذا هر نفسى به صورت مناسب با اعمال خود محشور مىشود. و در مقام رسيدن به مراتب جنان و دركات نيران، به امرى وراى ذات خود و ذات فاعل خود احتياج ندارد. و نفوس، در آخرت مستكفى بالذّاتند.
و معاقب و مبدأ عذاب و شرور و مبدأ نعم و رحمت، از وجود آنان خارج نمىباشد. و فيض حق تعالى در نفوس سعدا و انفس اشقيا متجلى است، بر مؤمن