شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٥٢١
و بايد خوب توجه نمود و به اين نكته و اصل تام پى برد كه دار آخرت و عالم بعد از دنيا، مثل عوالم قبل از دنيا، دار اتفاق نيست و شفاعت در آخرت نظير شفاعت در دنيا از باب تصادف واقع نمىشود، مثل اين كه در دنيا ممكن است كسى مرتكب جرمى شود و با استحقاق عقوبت، صاحب نفوذى او را از عقوبت نجات دهد، در آخرت چنين امرى واقع نمىشود؛ چه آن كه در آن عالم، ترتّب معاليل بر علل و ترتّب مسبّبات بر اسباب، ضرورى و هر اثرى بر مبدأ اثر خود مترتب مىباشد و وجود اعتقاد به توحيد كه مبدأ تنوّر در روحست و حبّ به اهل اللّه بخصوص ولايت مولاى متقيان و عشق به پاكان [١] خود، از موجبات
[١]برخى از سادهلوحان و بعضى از فضلاى غير متعمّق در مباحث
عقلى، شفاعت در آخرت را از امور جزافى دانسته، آن را محال پنداشته و در رد قائلان
به شفاعت به خيال خود قلمفرسايى نمودهاند و تمام مطالب آنها درست است، و فقط دو
اشكال در آن موجود است: يكى آن كه اين آقايان اطلاع ندارند كه حجر اساسى نيل به
درجات قرب در آخرت عقايد است و اعمال، در درجه دوم اهميت قرار دارند و عقيده و
ايمان در درجه اول اعتقاد به توحيد، پايه و اساس همه مراتب قرب و انكار آن اساس
بعد از حق است. لذا از طرق سنّى و شيعى متواتر است كه قائل به توحيد، در نار مخلّد
نمىماند. و يكى از امور مسلم در اسلام، مسأله شفاعت است و اگر كسى اسلام را قبول
و به كتب تفسير و به كتب احاديث و ديگر آثار مراجعه نمايد، قطع حاصل مىنمايد كه
شفاعت از امورى نيست كه ديگران آن را وارد در عقايد و افكار مسلمين نموده باشند، و
اين امر، نزد عرفا و موحّدين از حكما از امور مسلمه است و يكى از موارد بسط رحمت
رحمانيه و رحيميه حق اول شفاعت است. و ايجاد شبهه و وسوسه در اين مسأله، مثل ايجاد
وسوسه در امور بديهى است و چند روايت در شفاعت است كه كليه فرق آن را از پيغمبر
اسلام نقل نمودهاند و در صدر اسلام نيز شفاعت امرى مسلم بوده است و اختلاف، در
نحوه شفاعت و كيفيت آن واقع شده است نه در اصل شفاعت. (برخى از آيات و روايات، صريح در شفاعت نيست، ولى به حسب معنا دلالت
بر شفاعت دارد، مثل طلب آمرزش ملائكه از براى عصات از اهل ايمان و غير اين از
موارد كه نگارنده، مفصل در آن سخن گفته است). نگارنده، رسالهاى مستقل و مبسوط در مسأله شفاعت تأليف نموده است
كه در آن از جميع اين