شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٤١٧
تعدد و تكثر نمىنمايد «كلّ ما فرضته ثانيا له، فهو هو» [١].
اما اگر از براى طبيعت، فرد مادى متكثر فرض شود، بايد اين تكثر، از ناحيه ماده باشد و هيولا و استعداد، از براى تحقق آن زمينه به حساب آيد، به همان ترتيبى كه مفصل بيان شد، كسانى كه به صور مقدارى و حقايق برزخى قائلند گويند: صور جسمانى و اقدار مساحيه همان طورى كه از ناحيه ماده و استعداد، حاصل مىشوند و از ناحيه قابل، تكثر و تمايز فردى، به ظهور مىپيوندد. از ناحيه فاعل معطى وجود نيز تكثر و تميّز حاصل مىگردد، نظير صور خيالى موجود در نفس در مقام ادراك متخيلات كه به نفس خلاقه، قيام صدورى دارند و به براهين مذكور، صور خيالى از ماده تجرد دارند.
به اين تقرير كه نفس صور برزخى و مثالى، از نفس ناطقه حاصلاند و اقدار مساحيه از عوارض و لوازم غير منفك از صور خياليهاند و اين صور متنزل از عقل در برزخ نزولى، عين صور حاصل در عالم زمان و مكانند، در صورتى كه در هيولا نباشند.
[١]افراد مثاليه و افراد ماديه تفصيل و فرقان فرد عقلى محسوب مىشوند نه آن كه به خيال خودشان حقيقتى در مقابل رب النوع به حساب آيند، مگر آن كه فرد مادى به اعتبار استعداد تام، بعد از طى مراتب، از برزخ و عقل گذشته و در مرتبه عقول طوليه قرار گيرد و از باب لزوم تشكيل دايره تامه به حسب علم عنايى و مشيت الهيه از عقل اول نيز مقاما و مرتبة كاملتر شود و در وجود صرف حق، فانى و به او باقى گردد و بعد از سير در اسما، يكى بعد از ديگرى رجوع به خلق نمايد، آن وقت است كه لسانش به «أبيت عند ربّي يسقيني و يطعمني» مترنّم شود و عقل اول را حسنهاى از حسنات خود مشاهده نمايد. اين مقام ذاتا به حقيقت محمديه صلّى اللّه عليه و آله و تبعا به اولياى معصومين و ائمه طاهرين به خصوص خاتم ولايت مهدى موعود در آخر زمان كه در لسان روايات، خلافت او بلا واسطه به حق اول مستند شده است، اختصاص دارد. و در اين مقام، سرّ و رمزى نهفته است كه در شرح خود بر فصوص الحكم مفصّل از آن عويصه پرده برداشته و گفتهايم: ليس في الأولياء مثله، و مقامه كان فوق المقامات، و له التمحض في التشكيك التام، و ليس وراء عبّادان وجود قرية، و به يقتدي عيسى في آخر الزمان و هو خاتم كتاب الوجود عينا و علما.