شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ١٠٢
حشر برخى از نفوس تا مقام برزخ كلى است. و برخى از نفوس به مقام حشر عقلانى مىرسند. برخى، اهل جنت صفات و بعضى، اهل جنت ذات، برخى واصل به مرتبهاى از مراتب آخرت و بعضى جامع جميع حضرات مىشوند. كما اين كه اصحاب شقاوت و اهالى دركات نيز داراى مراتب و مقامات متعددند كه منشأ آن، افعال و اعمال صادر از آنان است كه در اصل، تابع نحوه استعدادات لازم عين ثابت مستقر در واحديت مىباشد. و به مقتضاى تكامل ذاتى و جوهرى كه در نهاد انواع موجود است، هر چه از قوه به فعل رود، رو به كمال رفته است. و انغمار نفوس در شهوات و استكمال در درجات حيوانى نسبت به قوه سبعى و حيوانى كمال است، اگر چه نسبت به صراط انسانى كه صراط توحيد است نقص بشمار مىرود. و به اعتبارى، همه موجودات، سالك الى اللّهاند؛ (ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ) [١].
به هر حال به عقيده شيخ رئيس، نفس ناطقه به اعتبار قوه نظرى و عملى، داراى دو فضيلت است: كمال عقل نظرى و تمام فضيلت آن، ارتسام اوست به جميع علوم حقيقيه و احكام عقليه صرفه. و كمال فضيلت عملى (عقل عملى)، حصول ملكه عدالت است كه توسط اخلاق يعنى واسطه بودن ميان دو طرف افراط و تفريط است در هر خلقى از اخلاق.
پس هرگاه نفس ناطقه در اين دو فضيلت كامل باشد و بالجمله در علم و عمل كامل باشد، چون از بدن مفارقت كند هيچگونه حاجت به بدن در نهاد وى نماند.
چه آن كه احتياج نفس به بدن بنابر آن است كه بدن آلتى است نفس را براى تحصيل كمال و چون كمال مطلوب حاصل شود، به آلت حاجت نباشد. چون از بدن
محق تمام و كامل در احديت وجود كه:
فرشته گرچه دارد قرب درگاه
نگنجد در مقام لى مع اللّه