شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٢٧٠
شأن النفس مشاهدتها إيّاها في النشأة الدنياويّة [١] و كذا اقتدارها على إيجاد صور عجيبة غريبة حسنة أو قبيحة مناسبة لأوصافها و أخلاقها، و لا يضرّنا أيضا كون البدن المعاد غير البدن الأوّل بحسب الشخص؛ لاستحالة كون المعدوم معادا».
ما در طى مباحث آينده و نيز در مطاوى تحقيقات آقا على حكيم در معاد جسمانى به طريق خاص او، مفصل در اين زمينه بحث مىكنيم.
همان طورى كه ملاحظه شد ملا صدرا در كتاب شرح هدايه كه آن را به سبك حكمت مشّايى و فلسفه استدلالى به طريقه شيخ رئيس و اتباع او مثل حكيم فاضل- اثير الدين ابهرى- تأليف نموده است، مطابق نصوص و ظواهر كتاب و سنّت، به صحت معاد جسمانى و وجوب اعتقاد به لذت و الم و عقاب و ثواب مخصوص ابدان تصريح نموده و به همان نحوى كه رئيس فلاسفه اسلام ابن سينا- قدس روحه- معاد را به جسمانى و روحانى تقسيم نموده و شرح و بسط و كيفيت معاد جسمانى را به كتاب و سنت ارجاع كرده و در طى مباحث به بيان وجه صحت معاد جسمانى اشاره نموده، تقرير مىنمايد با اين فرق كه خود به بيان وجوه صحت معاد جسمانى و ردّ مناقشات و ايرادات پرداخته و در ضمن تحرير مبحث و توجيه امكان و صحت معاد و ازاله شبهات و شكوك و رفع استبعاد و كسر سورت دلايل منكران، وجوهى را ذكر نموده است كه شيخ به آنها اشاره نكرده است.
آخوند، در اين مسأله چنان مشى نموده كه گويا اصلا از مباحث موجود در اسفار و شواهد و مبدأ و معاد و مظاهر، خبر ندارد.
ملا صدرا در شرح هدايه، مطابق متن كتاب، مبانى مشّايى را شرح داده است و در اين كتاب و حواشى شفا در تحرير مباحث فلسفى به طريقه اهل نظر و سبك
[١]لازمه تعلق، به قسمى كه ايشان تقرير فرمودهاند، تعلق در دنياست نه در آخرت، چون آخرت در طول دنياست و بايد بدن از اين عالم به آخرت منتقل شود و اين، خلاف فرض است.