شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٤٥٩
متكلمان به خصوص اهل كلام از طايفه حقه شيعه اثناعشريه [١]- كثّر اللّه تعالى أمثالهم- جميع صفات حق، عين ذات اوست و حق تعالى صفتى زايد بر ذات ندارد و نيز معتقدند كه ذات حق، عين صفات كماليه است و علم حق به ذات خود، علم تفصيلى به جميع اشيا است و نظام وجود بر طبق نظام موجود در ذات حق، تحقق يافته است. و حق قبل از ظهور كثرت، به تفصيل به همه عوالم وجوديه از كليات و جزئيات سلاسل طول و عرض نظام عالم، عالم است.
به عبارت ديگر نقشه نظام وجود و مراتب هستى، در مقام ذات ربوبى متقرر است به نحوى كه هيچ وجود و فعليت و معنا و مفهومى، از آن خارج نيست و هيچ فعليتى ماوراى آن متصور نمىباشد و از اين علم به علم عنايى و يا علم به نظام اتم كه همان اراده ازلى باشد، تعبير مىشود.
اسماى الهيه در مقام علم تفصيلى حق، طالب ظهورند و اين طلب ذاتى و
[١]متكلمان شيعه در اكثر مسائل مربوط به اصول عقايد با حكماى متأله توافق دارند و اين جهات توافق و وحدت مسلك و مرام، به حدى است كه برخى از علماى عامه خيال نمودهاند كه محققان شيعه در اين عقايد مقلد حكماى الهى هستند، از جمله مسأله صفات الهيه و مسأله جبر و اختيار و اعتقاد به تجرد روح و اذعان به عوالم ملكوتى و غير اينها از امهات مباحث اعتقادى. حق آن است كه در اين مسائل پيرو اهل بيت عصمت و طهارت و سالك مسلك اهل وحى و تنزيلند و چون از راسخان در علوم قرآنيه متابعت نمودهاند، در مباحث مربوط به صفات حق كه اشاعره قائل به قدم صفات و برخى از متكلمان مانند كراميه قائل به حدوث صفات الهيه و جماعت معتزله صفات كماليه را از حق نفى نمودهاند و قائل به نيابت ذات از صفات شدهاند نه قائل به تعدد قدما شدهاند و نه ذات حق را خالى از صفات دانسته و نه به حدوث صفات، معتقد شدهاند كه: أعاذنا اللّه تعالى من هذه الهفوات.
شيعه در توحيد فعلى نيز طريق شرك نپيمودهاند و مسأله- الأمر بين الأمرين- جامع بين تشبيه و تنزيه است كه نه با توحيد وجودى منافات دارد (كه معتزله خلق را مستقل در فعل مىدانند) و نه صفات حدثان و افعال صادر از طبايع جسمانى را (كه بايد فاعل مباشر به طور قطع طبيعت متحرك باشد نه موجود منزّه و مبرّا از نقايص) بدون جنّه و واسطه، به حق مستند دانستهاند.