شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٥٠٦
ناشى از عنايت حق و خيرات حاصل در جنت و درجاتى كه براى برخى از نفوس از جهت سرّ تعلق مىگيرد و معلّل به عمل نمىباشد، مستفاد از روايتى است كه عامه نقل كردهاند و شايد ناقل ابو هريره است «إنّه يبقى في الجنة مواضع خالية، يملأها اللّه بخلق يخلقهم لم يعملوا خيرا قط».
از باب آن كه در آيه شريفه وارد است كه بهشت و جهنم پر مىشود از اهل رحمت و غضب و چون بعضى از جاهاى بهشت خالى مىماند، بعضى از كسانى را كه اصلا عملى كه موجب استحقاق رحمت آنان شود را به جا نياوردهاند براى امضاى حكم سابق داخل بهشت مىنمايد.
رحمت ديگرى كه از رحمت ذاتى حق فايض، ولى به قيود از آن ممتاز است كه از آن قيود است حكم و قضاى الهى «كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ». و اين رحمت، به شرايطى از قبيل اعمال حسنه و احوال مناسب شمول رحمت مقيد است و آنچه كه مطمع ابليس است اين قسم از رحمت نمىباشد، چه آن كه متعلق طمع شيطان، رحمت امتنانيه است كه مقيّد به قيدى نمىباشد و همه را شامل مىشود.
قونوى چون بهشت را بر سه قسم تقسيم نموده است: جنت اعمال و جنت اختصاص، در تفسير گفته است: «رحمتا البسملة للتعميم و التخصيص، و رحمتا الفاتحة من الرحمة الذاتية الامتنانية و التقييدية الشرطية».
لا بد مراد، آن است كه: رحمان در بسمله- شامل همه اشياست كه همان صفت عام باشد و صورت اصل وجود است. و تجلى حق به اسم رحمان، همان اظهار كون است به وجود منبسط و نفس رحمانى و مفاد آن، افاضه اصل وجود است به هر عين ثابت قابل اصل وجود و رحيم، صفت خاص است و مفاد آن، نيل به درجات جنان است به مناسبت اتيان به واجبات و ترك محرمات و مقيّد است به شروط كما نقله العارف الكاشاني المولى عبد الرزّاق عن الصادق عليه السّلام.