شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٢٤٧
بيان معنى موت طبيعى بنا بر مشرب صدر المحققين
و تقرير مسلك اين حكيم نحرير و فيلسوف بىنظير على ما استفدنا من كلماته النّوريّة- اعلى اللّه قدره- في العوالم الالهيّة في أنّ الموت حق و الصراط حق و أنّ اللّه يبعث من في القبور علماى طبيعى، سبب موت در ماده و صور متعلق به مواد و استعدادات را جستجو نمودهاند و از باب آن كه قواى جسمانى از حيث تأثير و تأثّر و فعل و انفعالات، تناهى پذيرند، ناچار فنا بر بدن حاكم است و ابدان به تدريج رو به ضعف رفته بالأخره نفاد حرارت طبيعى و غريزى يا زيادتى رطوبات و يا از ناحيه تأثيرات الكواكب به حسب حظوظها عند طالع المولود و يا امورى از اين قبيل كه از اسباب و علل طبيعى محسوب مىشوند، ابدان از قبول افاعيل نفس و از مظهر بودن جهت آثار روح، نكول نموده، ناچار نفس كه از عالم تجرّد و ملكوت است به باطن خود رجوع نموده و موت عارض مىشود.
جان عزم رحيل كرد گفتم كه مرو
گفتا چه كنم، خانه فرو مىآيد