شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٣٨٧
فردى مجرد تام عن الكونين و مصداقى صريح و عارى از قيود ماده و مقدار، قائل گردد، لذا اشكال ندارد كه شيخ در مباحثات به تجرد خيال معتقد شود و در شفا در باب مثل و تعليمات، آن را انكار كرده و قائل آن را تخطئه نمايد.
علت اساسى انكار شيخ رئيس و اتباع و اتراب او (مثل فارابى) اتحاد نفس با عقل فعال و اتحاد نفس با صور عقلى متخذ از خارج و معلوم به علم حصولى شبحى و غير اينها از اصول عقلى، از درست نبودن برخى از مسائل مهم فلسفى نزد اين دانايان- قدست اسرارهم- ناشى است.
على اى حال، شيخ، در مباحثات بر تجرد نفوس حيوانى برهانى قوى غير قابل خدشه آورده و به بقاى نفوس حيوانى معتقد شده است در شفا به بوار حيوان و انسان غير بالغ به حد عقل بالفعل در مقام (ادراكات اوليات) قائل شده است [١].
در مباحثات در مقام اقامه برهان بر تجرد نفوس متخيله يعنى حيوانات بالغ الى حد الخيال و الحفظ گويد:
«... صور ادراكى از مدركات قوه خيال (صور متخيله) اگر در محل جسم و جسمانى حاصل شوند، جسم مدرك اين صور در معرض انحلال و مانند ساير اجسام در مقام تغذيه، اجزايى از آن زايل و بدل ما يتحلل جاى آن را خواهد گرفت و نمىتوان گفت كه محل صور خيالى، ثابت و غير محتاج به تغذيه و تنميه است.
نمىشود معتقد شد كه در محل صور خيالى و مدرك صورتهاى جزئى طبيعت دائما اجسامى را كه به منزله اصلند حفظ مىنمايد و آنچه در معرض انحلال و تزايد قرار مىگيرد، فروعى هستند كه در مقام ورود اجزاى بدل ما يتحلل در معرض انحلال و زوال و تغيرند و از براى بقاى اين اصل كه محل صور ادراكى باشد به منزله علل معدّهاند؛ چون قوه جسمانى مدرك صور جزئيه بدون آن كه محل صور، واقع شود، صورتى را درك نمىكند و ادراك، بدون انفعال جسمانى
[١]ر. ك: كتاب شفا، طبيعيات علم النفس، ط گ تهران.