شرح بر زاد المسافر - آشتیانی، جلال الدين - الصفحة ٧٩
حقيقت انسان، دو معاد تحقق دارد و وجود انسان در مقام سير به عالم آخرت، داراى دو معاد است. و حقيقت انسان معجون از اين دو خلط، با اين دو (بدن و روح) محشور مىشود. و اين مسلّم است عند المحققين كه عود روح به بدن در عالم دنيا و تعلق آن به بدن دنيوى عبارت است از تحقّق عالم دنيا نه آخرت، لذا «غزالى» و «فخر رازى» و جمعى ديگر از اهل تكلم و محققان از اهل كلام گويند:
فرق بين تناسخ و معاد آن است كه عود روح به بدن و عود نفوس به ابدان در عالم طبع و دنيا تناسخ و عود روح به بدن در آخرت معاد و حشر است.
نقل مذاهب حكماى اسلامى در معاد
اقدمين از حكما چون در علم مبدأ و معاد، تابع انبيا و اوصياى انبيا بودهاند و از مشكات نبوت، اخذ معارف نمودهاند، هم به معاد جسمانى اذعان داشتهاند و هم به حدوث زمانى عالم معتقد شدهاند. چون عويصات حكمت را به رمز، تقرير نمودهاند و متأخران و ناظران به كلمات آنان به مراد آنها پى نبردهاند، انكار معاد و قول به تناسخ و اعتقاد به قدم عالم را به آنان نسبت دادهاند. مثل آن كه به اعاظم از حكماى عجم و خسروانيين قايل و معتقد به توحيد، ثنويت نسبت داده شده است. و ناظران به عقايد و افكار آنان از باب عدم نيل به مرام آنان و يا به واسطه عناد و لجاج، كلمات آنها را به اصول صحيح و قواعد درست حمل ننمودهاند و آنان را منحرف توصيف كردهاند. ما، در اين مختصر فقط به ذكر مشارب حكماى اسلامى مىپردازيم. و در ضمن نقل عقايد حكماى دوره اسلامى در مباحث عالم
مقوم حقيقت معاد است و شريعت محمدى معاد را به عود روح إلى البدن الدنيوى في النشأة الدنيويه معرفى فرموده و يا آن كه معاد، به حشر روح و بدن معا قوام دارد؟ اضافه روح به بدن امرى مسلّم است. و بحث در اين است كه عود روح به بدن و حشر به حق ضرورى شريعت است و يا آن كه روح (نفس ناطقه) و بدن هر دو محشور مىشوند؟ حق آن است كه اجساد و ارواح هر دو محشور مىشوند.